دوشنبه - 2017 دسامبر 11 - 23 ربيع الاول 1439 - 20 آذر 1396
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 182755
تاریخ انتشار : 1 خرداد 1395 15:0
تعداد مشاهدات : 198

مدرسه علمیه الغدیر تهران

منجی موعود در ادیان

اعـتـقـاد به موعود، در همه ادیان مطرح بوده و عقیده مشترک همه آنها به شمار می آید؛ و هر دین و مکتبی به تناسب فرهنگ دینی و ملی خود از موعود آخرین به نامی یاد کرده است .

1. اعتقاد به موعود در آیین هندو و کتب هندیان

مـوعـود آخـرالزّمـان در هـر دیـن و مـکـتـبـی متناسب با فرهنگ و ادبیات آن دین و مکتب ، نامی و نـشـانـی دارد. بر این اساس ، در آیین هندو از او به نام ((آواتارا))ی دهم یا دهمین آواتارا، یـاد مـی شـود. در کـیـش هندو، در کتاب ((پورانا)) (Purana)، شرح مفصّلی درباره دوران آخـر عـصـر کالی (Kali)، یعنی آخرین دوره پیش از ظهور دهمین آواتارای ویشنو، آمده است . مـقـصـود از عـصـر کـالی نـیـز آخـرالزّمـان است . اکنون عصر کالی به شمار می آید.

درکتاب ((دید)) از کتابهای مقدس دینی نزد هندیان ، چنین آمده است :

پس از خرابی دنیا، پادشاهی در آخرالزمان پیدا می شود که پیشوای خلق باشد و نام وی مـنـصـور بـاشـد و تمام عالم را بگیرد و به دین خود درآورد و همه کس را از مؤ من و کافر بـشـنـاسـد و هـر چـه از خـدا خـواهـد، بـرآیـد...))

در کتاب ((باسک )) که آن نیز از کتابهای مقدس هندیان است ، آمده است :

دور دنـیـا تـمـام شـود به پادشاه عادلی در آخرالزمان که پیشوای فرشتگان ، پریان و آدمیان باشد و حق وراستی با او باشد و آنچه در دریا و زمین ها و کوه ها پنهان باشد، همه را به دست آورد و از آسمانها و زمین آنچه باشد خبر دهد و از او بزرگ تر کسی به دنیا نیاید.

در کتاب ((وشن جوک ))، یکی دیگر از کتب مقدس هندیان نیز آمده است :

در اواخـر، دنیا به کسی بگردد که خدا را دوست دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او فرخنده و خجسته باشد و خلق را زنده کند.

در کتاب ((مهابهاراتا)) و برخی کتب دیگر آنان نیز در این باره آمده است :

هـمـه ادیان معتقدند که در پایان هر دوره ای از تاریخ ، بشر از لحاظ معنوی و اخلاقی رو بـه انـحـطـاط مـی رود؛ و چـون طـبـعـا و فـطـرتـا، در حـال هـبـوط و دوری از مبداء است و مانند احجار [سنگها] به سوی پایین حرکت می کند، نمی تـوانـد بـه خـودی خـود بـه ایـن سـیر نزولی و انحطاط معنوی و اخلاقی پایان دهد. پس نـاچار روزی یک شخصیت معنوی بلند پایه ، که از مبداء وحی و الهام سرچشمه می گیرد، ظـهـور خـواهـد کـرد و جهان را از تاریکی جهل و غفلت و ظلم و ستم نجات خواهد داد...

2. موعود در آیین بودایی

چـنـانـکـه در پـاره ای از کـتـب و مـآخـذ آمـده ، در دین بودایی نیز مسئله انتظار موعود و منجی آخـرالزّمـان مـطـرح شـده اسـت . گـفـتـه انـد کـه در این آیین ، موعود مورد انتظار و مدّ نظر، ((بـودای پـنـجـم )) است و آمدنش را بشارت داده ، بوداییان منتظر ظهورش می باشند.

3. موعود در آیین زرتشت

منجی یا موعود آخرالزمان ، در جهان بینی و معادشناسی زرتشتی ، جایگاهی ویژه دارد. او را ((سـوشـیانت )) یا ((سوشیانس )) می گویند. این واژه ، فرد اسم فاعل مضارع ، از ریشه SU و SAV به مـعـنـای سـود اسـت لذا مـراد از ایـن واژه ، فـرد سـود رسـاننده است ؛ و ((نـجـات دهـنـده و پـیـشوای دین )) نیز ترجمه و تفسیر شده است .

در ((جـامـاسـب نـامـه )) کـه دربـردارنـده پـرسـش هـای گـشـتـاسـب شاه از جاماسب است و او پیشگویی های زرتشت را برای گشتاسب نقل می کند، چنین آمده است :

سـوشـیانس ، دین را به جهان رواج دهد، فقر و تنگدستی را ریشه کن سازد. ایزدان را از دسـت اهـریـمـن نـجـات داده ، مـردم جـهـان را هـمـفـکـر، هـم گـفـتار و هم کردار گرداند.

در کـتـاب ((زنـد))، کـه در آن نـیـز پـیـشگویی شده ، شوسیانس ، نژاد دیوان و اهریمنان را ریشه کن می سازد، آمده است :

ای سـپـیـتـامـان زرتـشـت ! چون زمان سر رود، این دشمنان مانند بُن درختی که یک شب سرد زمـسـتـانـی که برسد و به یک شب برگ بیفکند، تباه شوند. هنگام گرگان به سر رسد و هنگام میشان اندر آید.

4. موعود در آیین یهود

آثـار و کـتب دینی یهود نیز به طور مکرر به موعود اشاره کرده و آمدنش را نوید داده اند. در اسـفـار تـورات و بـرخـی از کـتـابـهـای دیـگـر آن ، مربوط به برخی پیامبران بنی اسـرائیـل ، نـویـد ظهور رهبری بزرگ به نام ((مسیح )) (یا ماشیح به زبان عبری و به مـعـنـای مـسـح شـده ) را داده است . با توجه به اینکه یهودیان به حـضـرت عـیـسـی مـسـیـح (ع ) ایـمان نیاورده اند و بلکه کمر به کشتن او از راه آویختن بر چـوبـه دار صـلیـب گـونـه ، بـسته بودند. این مسیح یا ماشیح غیر از عیسی مسیح مورد نظر و انتظار مسیحیان ـ و نیز مسلمانان ـ است .

از این رو، مسیح موعود یهودیان هنوز به دنیا نیامده است . او که بر اساس باور یهودیان فـرزنـدی از نـسـل داود و یـا فـرزنـد مـنـتـخب داود است ، در آخرالزّمان پدید خواهد آمد و با سـیـطـره بـر جـهـان ، پـادشـاه جـهـان و جـهـانـیـان خـواهـد شـد و بـه عدل و داد پادشاهی و حکمرانی خواهد کرد. همه ستمگران و شریران را نابود کند، فقیران و صـالحـان را رهـایـی بـخـشیده ، وارث زمین خواهد کرد. آن گاه است که گستره زمین از آنِ یهودیان خواهد بود.

با توجه به قومیت گرایی و نژاد پرستی شدید یهودیان و تنها بر حق دانستن دین خود و نـیـز صـاحب حق مطلق دانستن نژاد یهودی ، روشن می شود که مراد آنها از صالحان وارث زمـیـن ـ تـصـریـح شـده در کـتـب دیـنـی شـان ـ یـا یـهـودی الاصـل هـسـتـنـد و یـا غـیـر یـهـودی بـه دین یهود درآمده ، نه عموم صالحان در برگیرنده صالحان امتها و دین های دیگر.

ایـنـک بـا ایـن تـوضـیـحـات و بـرای تـاءیید آنچه گفته شده است ، به گوشه هایی از عبارات برخی کتب دینی یهود، اشاره می شود.

در تـورات (کـه مـسـیـحـیـان آن را عـهـد عـتـیـق و در بـرابـر، بـه انـجـیـل یـا انـاجیل خود، عهد جدید گویند و مجموعه این دو کتاب را کتاب مقدس می نامند) در فرازهایی از کتاب اشعیاء نبی آمده است :

و نهالی از تنه یسّی (نام پدر داود) بیرون آمده ، شاخه ای از ریشه هایش خواهد شکفت # و روح خـداونـد بـر او قـرار خـواهد گرفت ؛ یعنی روح حکمت و فهم و روح مشورت و قوّت و روح مـعرفت و ترس خداوند # و خوشی او در ترس خداوند خواهد بود و موافق رؤ یت چشم خـود داوری نـخـواهـد کـرد و بـر وفـق سـمـع گوشهای خویش تنبیه نخواهد نمود # بلکه مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین به راستی حکم خواهد نمود و جهان را به عصای دهان خویش زده ، شریران را به نفخه لبهای خود خواهد کشت ... گرگ بـا بـره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر پرواری بـا هـم ؛ و طـفـل کـوچـک آنها را خواهد راند...

در فرازی از کتاب ((فرامیر)) ( زبور داود) نیز آمده است :

... زیـرا کـه شـریـران مـنـقـطع خواهند شد و اما منتظران خداوند وراث زمین خواهند بود و اما نسل شریر منقطع خواهد شد. صالحان وارث زمین خواهند بود و در آن تا ابد سکونت خواهند نمود.

نـیـز آمـده کـه : ((زمـین ایشان از نقره و طلا پر شده و خزاین ایشان را انتهایی نیست و زمین ایـشـان از اسـبـان پـر اسـت و ارّابه های ایشان را انتهایی نیست . خـوشـا بـه حـال کـسـانـی کـه منتظر وی باشند... در روزی که روشـنـایـی مـاه مـثـل روشـنـایـی آفـتـاب و روشـنـایـی آفـتـاب هـفـت چـنـدان مـثـل روشـنـایی هفت روز خواهد بود.و رای آگـاهـی بـیـش تر درباره ((موعود مسیح )) یا ((مسیح موعود)) مورد نظر یهودیان ، به این کتاب رجوع کنید: جولیوس کرینستون ، انتظار مسیحا در آیین یهود، ترجمه حسین توفیقی ، نشر مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب ، قم .

5 . موعود در آیین مسیحت

آیین مسیحیت نیز به آینده جهان و انسان ، نگاه خوشبینانه داشته ، ظهور موعودی را که همان عـیـسـی مـسـیـح (ع ) بـاشـد، نـوید داده است . ظهور دوم (coming Second) یا بازگشت دوبـاره حـضـرت عـیـسـی مـسـیـح (ع ) برای نجات جهانیان و ایجاد یک دنیای پرشکوه ، از اعتقادات جدّی مسیحیان است . از این رو، اگر درباره سرانجام کار حضرت مسیح (ع ) پس از ظـهـور نـخـسـت و اعـلام رسـالت و تـبـلیـغ دینش میان مسلمانان و مسیحیان اختلاف نظر وجود دارد، در اصل در ظهور دوم آن حضرت اتفاق نظر دارند.

بـر ایـن اسـاس ، عیسی (ع ) دوباره ظهور خواهد کرد و به تصریح عبارات عهد جدید (یا اناجیل چهارگانه و برخی متون فرعی وابسته به آن )، با حاکمان ستمکار خواهد جنگید و پـس از نـابـود کـردن آنـهـا بـشر را به ساحل نجات و رستگاری رسانیده و به زندگی آرمـانـی اش جـامـه عـمـل خـواهـد پـوشـانـیـد. بـه هـمـیـن دلیـل ، مـسـیـحـیـانِ مـنتظر ظهورش باید آماده باشند و زمینه های ظهور آن حضرت را فراهم کنند.

در انجیل لوقا در این زمینه چنین آمده است :

کـمـرهـای خود را بسته ، چراغهای خود را افروخته بدارید و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می کشند... پس شما نیز مستعد باشید، زیرا در ساعتی که گمان نمی بـریـد پـسر انسان می آید.

ظـهـور دوم حـضـرت عـیـسـی (ع ) بـا پـیـدایـش یـک سلسله حوادث طبیعی زمینی ، آسمانی ، سـیـاسـی و اجـتماعی همراه خواهد بود. پسر انسان هنگامی می آید که بشریت با مشکلات و مصایب فراوانی دست به گریبان است :

و در آفـتـاب ومـاه و سـتارگان علامات خواهد بود و بر زمین تنگی و حیرت از برای امت ها روی خـواهد نمود، به سبب شوریدن دریا و امواجش ؛ و دلهای مردم ضعف خواهد کرد از خوف و انـتـظـار آن وقـایـعـی کـه بـر ربـع مـسـکـون ظـاهـر مـی شـود؛ زیـرا قـوّات آسـمـان مـتـزلزل خواهد شد و آن گاه پسر انسان را خواهند دید که برابری سوار شده با قوّت و جلالِ عظیم می آید.

در جای دیگر که از عیسی (ع ) به ((کلمه خدا)) یاد شده ، آمده است :

و دیـدم آسـمـان را گـشـوده و نـاگـاه اسـبـی سـفـیـد کـه سـوارش امـیـن و حق نام دارد و به عـدل داوری و جـنـگ مـی نـمـایـد و چـشـمانش چون شعله آتش و بر سرش افسرهای بسیار و اسـمـی مرقوم دارد که جز خودش هیچ کس آن را نمی داند و جامه خون آلود در بر دارد و نام او را ((کـلمـه خدا)) می خوانند و لشکرهایی که در آسمان اند بر اسبهای سفید و به کتان سفید و پاک ملبّس از عقب او می آیند از دهانش شمشیری تیز بیرون می آید تا به آن امت ها را بـزنـد و آنـهـا را بـه عـصـای آهنین حکمرانی خواهد نمود.

آنچه در این قسمت آورده شد، با روایات اسلامی درباره ((موعود آخرالزّمان )) هماهنگی دارد. به نظر ما سوار امین و حق ، همان حضرت مهدی موعود (عج ) در منابع اسلامی است که در آخرالزّمان ظهور کرده و بر جهانیان به عدل داوری خواهد نمود.

هـمـخـوانـی دیـگـر، روز ظـهـور آن موعود موعودها است که در فرهنگ دینی مسیحی نیز مانند اسـلام ، نـامـعـلوم اسـت و بـا عـلائمـی آشـکـار خـواهـد شـد. چـنـانـکـه در انجیل متّی آمده است :

امـا از آن روز و سـاعـت هـیـچ کس اطلاع ندارد و حتی ملائکه آسمان جز پدر، من و بس . هد جدید، انجیل متّی ، باب 24، بندهای 36 و 44 ـ 45.+

لهـذا شـمـا نیز حاضر باشید؛ زیرا در ساعتی که گمان نبرید پسر انسان می آید.

6 . موعود در آیین اسلام

اسلام به عنوان آخرین و کامل ترین دین از ادیان آسمانی ، به مسئله مهدی موعود بیش از سـایـر ادیـان اهـمـیـت داده و در تـبـیـین مسائل مربوط به آن اهتمام خاصی ورزیده است . بر اساس ‍ جایگاه مهم مهدی موعود در اسلام است که همه مسلمانان از هر گروه و فرقه ای بر ایـن مـسـئله اتـفـاق دارنـد که در آخرالزّمان حضرت مهدی (عج ) خروج می کند؛ و بر این مسئله نیز اتفاق نظر دارند کـه آن حـضـرت از نـسل حضرت علی (ع ) و فاطمه زهرا (س ) است و نامش نام پیامبر(ص ) است .

مـضـاف بر آیات فراوانی که بر مسئله مهدویت در اسلام و ظهور حضرت مهدی (ع ) دلالت مـی کـنـد، روایات شیعه و سنّی در ایـن زمـینه ، بسیار زیاد و به حد تواتر رسیده است ، به طوری که کسی نمی تواند درباره درستی آنها تردید به خود راه دهد.

در ایـنـجـا مـسـئله ((مـهـدی موعود)) در نگاه اسلام را در دو مذهب مهم و محوری آن یعنی سنّی و شـیـعـه پـی می گیریم و دیدگاه این دو مذهب اسلامی درباره این مسئله را به طور فشرده بیان می کنیم .

الف . مهدی موعود در مذهب اهل سنّت

در کـتـابـهـای اهل سنّت و جماعت آن قدر روایات درباره مهدی موعود (ع ) وجود دارد که عقیده به آن حضرت از ضروریات دینی مذهبی آنان به شمار آمده است .

بـه عنوان مثال ، درباره اصل موضوع ظهور مصلح جهانی و حضرت مهدی (ع )، 657 حدیث در کـتـب آنـان از قـبـیـل : صحیح بخاری ، سنن ابن ماجه ، سنن ابن داود، سنن ترمذی ، منتخب کـنـز العـمـّال ، مـسـنـد احـمـد بـن حـنـبـل ، یـنـابـیـع المـودة ، الصـواعـق المـحـرقه و غیر آن نـقـل شـده اسـت . کـتـابـهـایی که درباره حضرت مهدی (ع ) نوشته اند و یا روایات مربوط به او را جمع آوری کرده اند، فزون از شـمـار اسـت . هـمـیـن کـتـاب مـنـتـخـب الاثـر، بـیـش از 60 کـتـاب مـعـتـبـر اهـل سـنّت را، که به این موضوع پرداخته اند نام می برد، که برخی از عالمان مشهور و بـلنـد آوازه و نـیـز اکـابـر اهـل سـنّت ، مؤ لّفان آنان اند، نظیر: احمد بن داود، ابن ماجه ، تـرمـذی ، بـخـاری ، مـسـلم ، نـسائی ، بیهقی ، ماوردی ، طبرانی ، سمعانی ، ابن عساکر، کـسائی ، ابن اثیر، حاکم ، ابن جوزی ، شارح معتزلی ، ابن صباغ مالکی ، ابن مغازلی ، شـافـعـی ، مـحـب الدین طبری ، شبلنجی و...

از ایـن رو، هـمـان طـور کـه اشـاره شـد، بـه رغـم ایـن کـه اهـل سـنـّت بـه اصـل امامت ـ مانند شیعه ـ اعتقاد ندارند، ولی به خاطر زیادی روایات معتبر مـربـوط بـه ظـهـور حـضـرت مـهـدی (عـج ) و تـواتـر آنـها، اعتقاد به ظهور مهدی نامی از نـسـل فاطمه (س ) از اعتقادات ضروری اهل سنّت به شمار آمده است و لذا انکار مهدی موعود را موجب خروج از دین می دانند.

سفارینی از عالمان بزرگ سنّی مذهب در کتاب ((عقیده اش )) می نویسد:

ایـمـان بـه خـروج مـهـدی واجـب اسـت و ایـن مـطـلب نـزد اهـل عـلم مـقـرر و در کـتـب عـقـایـد اهـل سـنـت و جـمـاعـت مـدوّن اسـت .

قاضی شوکانی مؤ لف کتاب ((نیل الاوطار)) نیز گوید:

پـنـجـاه حـدیـث دربـاره مـهـدی قـابـل تـوجـه اسـت و این احادیث بدون شک متواترند.

محمد بن حسین آبری صاحب کتاب ((مناقب الشافعی )) می نویسد:

اخـبـار رسـول خـدا(ص ) دربـاره مـهـدی و ایـن کـه از اهـل بـیـت اسـت ... مـتـواتـر و مـسـتـفـیـض ‍ اسـت .

مـنـکـران ظـهـور مـهـدی (عـج ) طـبـق روایـتـی کـه اهـل سـنـت از پـیـامـبـر اکـرم (ص ) نقل کرده اند، از آیین اسلام بیرون خواهند بود:

مـَنْ کـَذَّبَ بـِالمـَهـدی فَقَدْ کَفَرَ.

هر کس مهدی را انکار کند به راستی کافر است .

مـؤ لف کـتـاب ((المـهـدی المـوعـود المـنـتـظـر))، دربـاره ایـنـکـه مـهـدی از اهـل بـیـت پـیـامـبـر(ص ) و از اولاد فـاطـمـه زهـرا(س ) اسـت ، دهـهـا روایـت از کـتـب اهل سنّت نقل کرده است .

پـرداخـتـن بـه مـسـئله مـهـدویـت و ظـهـور مـهـدی از اهـل بـیـت پـیـامـبـر(ص ) و نسل فاطمه زهرا(س )، اختصاص به محدّثان اهل سنّت ندارد؛ چرا که بسیاری از دانشمندان دیگر سنّی مذهب نیز به دلیل اهمیت مسئله یاد شده در تفکر دینی اعتقادی به آن توجّه کرده و بـه اظـهار عقیده درباره آن پرداخته اند. ابن ابی الحدید معتزلی از متکلمان مشهور سنّی مذهب و محی الدین عربی ، عارف نامدار اسلامی از آن جمله اند.

ابن خلدون ، جامع شناس معروف مسلمان ، نیز از جمله آنان است که می گوید:

بدان که در طول تاریخ میان تمامی اهل اسلام مشهور است و چنین اعتقاد الزامی وجود دارد که حـتـمـا در آخـرالزمـان مـردی از اهـل بـیـت پـیـامـبـر(ص ) ظـهـور خـواهـد کـرد و دین را تازه و عـدل را آشـکار خواهد ساخت . وی بر ممالک اسلامی چیره شده و ((مهدی )) نامیده می شود؛ و خروج ((دجّال )) آن زمان خواهد بود و سپس نشانه های قیامت آشکار خواهد شد. حضرت عیسی مسیح (ع ) نیز فرود خواهد آمد و دجّال کشته خواهد شد.

جالب است بدانید که گروه ((وهابیت )) و بزرگان آنها نیز به رغم دیرباوری و تشکیک در بـسـیـاری از عـقـاید مسلّم مورد اتفاق شیعه و سنّی ، به مسئله مهدویت اعتقاد جدّی دارند و تـردیـد درباره ظهور مهدی موعود از اهل بیت پیامبر(ص ) را روا نمی دانند.

رهـبـر ایـن فـرقـه افـراطـی سـنـّی مـذهـب ، ابـن تـیمیه در کتاب ((منهاج السنة النبویه )) قـائل بـه صـحـت ظـهـور مـهـدی در آخـرالزمـان است و بر درستی احادیث مهدی (ع ) تاءکید ورزیده است .

در سـالهـای اخـیـر نیز علمای بزرگ وهّابی در حجاز طی نامه ای به پرسش های درباره نـام ، چـگـونـگـی ظـهـور و مـحل ظهور حضرت مهدی (ع ) پاسخ دادند و بر تردیدناپذیر بـودن مـسئله مهدویت و ظهور مهدی از اهل بیت پیامبر(ص ) تاءکید کرده اند و منکران آن را در زمـره افـراد نـادان یـا بـدعـت گـذار قـلمـداد نـمـوده انـد.

ب . مهدی موعود در مذهب تشیّع

انـدیـشـه مـهـدویـت و مـسـئله مـهـدی مـوعـود در مـذهـب تـشـیـّع بـه دو دلیـل مـهـم از جـایـگـاه بـرتـر و حـسـّاسـیت و جذّابیت بیش تری برخوردار است : یکی به دلیـل اصـالت مـسـئله امـامـت و جایگاه اعتقادی آن ، که در فرهنگ دینی اعتقادی شیعه ، تداوم رسالت است ، و دوم این که طرح مسئله مهدویت در شیعه از صراحت ، شفّافیت و جامعیت بسیار بـیش تری برخوردار است ؛ به طوری که همه ابعاد آن و زوایای شخصیتی حضرت مهدی (عـج ) و چـگـونـگـی ظهور و تشکیل حکومت واحد جهانی اسلام توسط آن حضرت به خوبی روشـن شـده و هـیـچ گـونه ابهامی در آن وجود ندارد. به بیان دیگر، مسئله مهدی موعود در مـذهـب تشیّع مضاف بر آنچه در دیگر ادیان و مذاهب معمولا به ذکر کلیات بسنده کرده اند، جـزئیـات آن را نـیـز بـیـان و تـعـیـیـن مـصـداق کـرده ، مـصـداق آن را نـیـز بـه صـورت مستدل و قابل قبولی ارائه کرده است .

در اینجا به برخی از روایات مربوط به حضرت مهدی (ع ) اشاره می کنیم .

پیامبر اکرم (ص ) خطاب به علی (ع ) می فرماید:

پـس از مـن دوازده امام خواهد آمد، اول آنها تو هستی ای علی و آخر ایشان ((قائم )) همان کسی کـه بـه لطـف خـدای مـتـعـال بر همه شرق و غرب جهان پیروز می شود.

امام جواد(ع ) نیز در روایتی خطاب به حضرت عبدالعظیم حسنی درباره حضرت مهدی (ع ) می فرماید:

ای ابـوالقـاسـم ! قـائم مـا هـمان مهدی است که لازم است در غیبت او انتظارش را بکشند و در هـنـگـام ظـهـورش اطـاعـتش کنند. او سوّمین از فرزندان من است .

درباره حتمی بودن ظهورش ، رسول خدا(ص ) می فرماید:

لَوْ لَم یـَبـْقِ مـِنَ الدّنـیا اِلاّ یَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللّهَ ذالِکَ الیَوْمَ حَتّی یَلی رَجُلٌ مِنْ عِتْرَتی اِسْمُهُ اِسْمی یَمْلاَ ءُ الاَرضَ عَْدلاً وَ قِسطاً کَما مُلِئَت ظُلْما وَ جَوْراً.

اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را آن قدر طولانی کند تا مردی از اهل بیتم که نامش نام من است بیاید و زمین را پس از آن که از ستمگری و بیداد پر شده بود، از عدل و داد پر کند.

روایـات دربـاره حـضـرت مـهـدی (عـج ) بـسـیـار اسـت و در مـنـابـع شـیـعـه نـیـز مـانـنـد اهـل سـنـّت ـ و بـلکـه بـهـتـر و بـیـش تـر از آنـهـا ـ روایـات بـی شـمـاری کـه بـه قول علامه طباطبائی تعداد آنها از 3000 روایت بیش تر است از پیامبر(ص ) و ائمه (ع ) نـقـل شـده اسـت .

سـلسـله نـسـب و شجرنامه آن حضرت بنا بر روایات معتبرِ بی شمار به این شرح است : مـحـمـد بـن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام .

کنیه آن حضرت ((ابوالقاسم )) و القاب ایشان ((مهدی ))، ((قائم ))، ((منتظر)) و ((حجت )) می باشد.

نـام مـادر حـضرت مهدی (ع )، نرجس دختر یشوعا پسر قیصر پادشاه روم است که بشر بن سـلیمان او را به دستور امام هادی (ع ) از برده فروشی به نام ((عمر بن یزید)) برای آن حـضرت خرید. سپس امام هادی وی را به فرزندش امام حسن عسکری (ع ) بخشید و بدین تـرتـیـب وی افـتـخار مادری حضرت ولی عصر(ع )، مهدی موعود را پیدا کرد. نرجس دارای نـامـهـای دیـگـری از قـبـیـل ریـحـانـه ، سـوسـن و صـیقل نیز بوده است .

بـنـا بـر قـول مـشـهـور، امـام زمـان (ع ) در شـب نـیـمـه شـعـبـان سـال 255 هجری قمری در شهر سامرا در عراق از مادر گرامی اش نرجس خاتون به دنیا آمده است .

در روایـات اسـلامـی خـصـوصـیـات جـسـمـانـی و شـکـل و شمایل ظاهری حضرت مهدی آمده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود:

چهره اش گندمگون ، ابروانش هلالی و کشیده ، چشمانش سیاه و درشت و جذّاب ، شانه هایش ‍ پـهـن ، بـیـنـیـش کشیده و زیبا، پیشانی اش بلند و تابنده ، خالی بر گونه راست ، میان قـامـت ، گـونه هایش ‍ کم گوشت و اندکی متمایل به زردی ـ که از بیداری شب پدید آمده ـ انـدامـش مـتـنـاسـب و زیـبـا، هـیـئتـش خـوش مـنـظـر و رباینده ، رخساره اش در هاله ای از شرم بـزرگـوارانـه و شـکـوهـمـنـد غرق ، نگاهش دگرگون کننده ...

بنا بر روایت نقل شده از حضرت امام جعفر صادق (ع )، چون حضرت مهدی (ع ) به در آید به مسجد الحرام رود و رو به کعبه و پشت به مقام ابراهیم بایستد و دو رکعت نماز گذارد و آن گاه فریاد برآورد:

ای مـردمـان ! مـنـم یـادگـار آدم ، یـادگـار نـوح ، یـادگـار ابـراهـیـم ، یـادگـار اسـماعیل ... منم یادگار موسی ، عیسی ، محمد(ص )... منم یادگار پیامبران ، منم وارث آدم ، گزیده نوح ، خلاصه ابراهیم و عصاره محمد(ص )، منم صاحب قرآن و زنده کننده سنّت ... فریاد مرا پاسخ گویید، من شما را از همه چیز آگاه می کنم ، آنچه می دانید و آنچه نمی دانـیـد... هـر کـس کـتـابـهـای آسـمـانی را می شناسد گوش فرا دهد... آن گاه به خواندن کـتـابـهای آسمانی می پردازد و صحیفه آدم و شیث و نوح و ابراهیم (ع ) را می خواند و هم تـورات و انـجـیـل و زبور را... و سپس قرآن کریم را.

حـسن ختام این نوشتار، تقدیم خالصانه ترین درود و سلام به پیشگاه آن یگانه دوران ، امید مستضعفان و منجی جهانیان حضرت مهدی صاحب الزمان (ع ) است ، با ذکر فرازهایی از دعای ماءثور از مفاتیح الجنان :

اَلسَّلامُ عـَلی مـَهـْدِیِّ الاُمـَمِ وَ جـامـِع الکـَلِمِ... اَلسَّلامُ عـَلی القـائِمِ المـُنـْتـَظـِر وَ الْعـَدْلِ المـَشـْتـَهـَرَ... اَلسَّلامٌ عـَلی رَبـیعِ اَلا نامِ وَ نَضْرَةِ الاَیّامِ... اَلسَّلامُ عَلَی المَهْدِیِّ الَّذی وَعَدَ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ـ بِهِ الاُمَمَ اَنْ یَجْمَعَ بِهِ الکَلِمَ وَ یَلُمَّ بِهِ الشَّعَثَ وَ یَمْلاََءِ بِهِ الاَْرضَ قِسْطا وَ عَدْلا...

سـلام بـر مـهـدی امـتـهـا (و یـکی کننده ملتها) و جمع کننده گفتارها، سلام بر قائم منتظر و عـدل هـمـه جا گستر، سلام بر بهار زندگی انسان و طراوت روزگاران ، سلام بر مهدی ای کـه خـدا بـه امـتـهـا آمـدنش را نوید داده است تا به دست او همه را پیرو یک دین سازد و طـرح اتـفـاق در هـمـه جـهـان در انـدازد و زمـیـن را از عدل و داد پر کند... .

به امید ظهورش و دیدار رویش

اَللّهُمَّ عَجِّْل لِوَلِیِّکَ الْفَرَج

خلاصه آن که؛

1. مـوضـوع ((مـوعـود)) در هـمـه ادیـان بـه نـوعـی مـطـرح شـده و بـه طـور اجمال مورد پذیرش همه آنها است .

2. مـسـئله مـوعـود در گـذر زمان نه تنها رنگ نمی بازد، بلکه هر چه به جلو می آییم به طـور جـدّی تـر و پـر رنـگ تر مطرح می شود و به عنوان یک اندیشه و باور ضروری و غیر قابل انکار جلوه گر شده ، جایگاه پیدا می کند.

3. سرانجام در آیین آسمانی اسلام ، اندیشه مهدویت ، با مصداق روشن مهدی موعود همراه مـی شـود و آیـات و روایـات بـی شـمـاری آن را تـاءیـیـد و گـواهـی مـی کـنـد. و به همین دلیـل ، هـمـه مـذاهـب اسـلامـی آن را بـه عـنـوان یـک بـاور ضـروری و غـیـر قابل انکار دینی قبول دارند و انکار آن را روا نمی شمارند.

4. از مـیـان مذاهب اسلامی ، مذهب شیعه به اندیشه مهدویت و مهدی موعود(عج ) جایگاه اعتقادی داده و او را بـه عـنـوان امـام دوازدهم می شناسد و به جزئیات آن نیز پرداخته است . از این رو، بـیـشـتـریـن پـردازش و بـهـتـریـن پژوهش درباره مسئله موعود، اندیشه مهدویت و مهدی موعود(عج ) را شیعه انجام داده است .


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :