سه شنبه - 2018 سپتامبر 25 - 15 محرم 1440 - 3 مهر 1397
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 183199
تاریخ انتشار : 6 خرداد 1395 0:54
تعداد بازدید : 242

مدرسه علمیه حضرت ولی عصر (عج)

سالک رهیده از نفسانیات مدرسه علمیه حضرت ولی عصر (عج)

سالک رهیده از نفسانیات: گذراز نفس ونفسانیات، حرکت وبرکت، استقامت، راه حل نهایی، سبک سلوکی اساتید




حجت الاسلام مرتضی آقا تهرانی
در زندگی آیت الله بهجت با یک سری عنایت ها مواجه می شویم که طبیعی نیست. چه در مورد پدرشان و بیماری ایشان و چه در مورد خودشان. شاید این پرسش برای خیلی ها پیش می آید که اگر یک آدمی در این سن کودکی بدون اینکه هیچ تلاشی کرده باشد، بدون اینکه حتی به سن تکلیف رسیده باشد صاحب چنین عنایت هایی هست، پس بنابراین بقیه راه را هم خودش نرفته است  و این آدم از اول انتخاب شده بوده است. در اینجا باید دقت کنیم که  تفاوت های فردی هست و هیچ دو نفری عین هم نیستند. ما متفاوتیم و صریح قرآن هم هست و امروز هم علم به این نکته رسیده که: «فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ»؛ ما بعضی از انسان ها را بر بعضی برتری دادیم. این جدی است که مثلاً فرض کنید اگر بنده هوشم خوب است، حافظه ام کم است. اگر قدم بلند نیست، زیباچشم هستم. هیچ دو تایی مثل هم نیستند. از نظر روحی هم همین گونه است. کسب کمالات معنوی هم دقیقاً همین طور است. در کسب علم هم باز هیچ دو نفری عین هم نیستند. حتی دوقلو های همسان هم که خیلی شبیه هم هستند، عین همدیگر نیستند.
اما واقعیتی هست و آن اینکه - به اصطلاح - یک فضیلت اکتسابی داریم و یک فضیلت موهبتی. اگر در همان بستری که خدای تعالی آفریده، خوب کار کنیم و همان را خوب قدر شناسی کنیم، «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزيدَنَّكُمْ» زیادتر می شود و همان رشد می کند، همان بارور می شود. اما «وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابي‏ لَشَديدٍ»؛ اگر ناسپاسی کردیم اقلش این است که از بین می رود و فقط حسرت هایش برای ما باقی می ماند.
بنابراین خدای تعالی برای اولیای خود یک بستری قرارداده است؛برای من هم قرارداده، برای شما هم قرارداده است. همه ما بالقوه انسان کامل هستیم. بالقوه یعنی استعداد انسان کامل شدن را داریم. اما بالفعل انسان کامل نیستیم، انسان کامل بالفعل حضرت ولی عصر ارواحنافداه است. تا شبیه او شدن، خیلی راه است. ولی ایشان انسانند و ما هم انسان هستیم، فرقمان کجاست؟ او فعلیت یافتۀ من است و من استعداد محض.


گذراز نفس ونفسانیات
من یک وقتی از حضرت استاد، آیت الله مصباح، شنیدم که می فرمودند: از مرحوم شیخ عباس قوچانی، وصی مرحوم علامه قاضی (رض)، شنیدم که آیت الله بهجت در سن 16 سالگی اهل هیچ نوع معصیتی نبود و کمالات جدی داشت. مثل اینکه می گفتند که به موت اختیاری هم رسیده بود. نفس برایشان مطرح نبود، نفسانیت مطرح نبود.
عمده طریق حرکت سیروسلوک گذر از نفس و نفسانیت است. درست است که مجاهده و مبارزه با شیطان لازم است. منظور، شیطان بیرونی یعنی آن محرک خارجی است ولی آن چیزی که بسیار مهم است نفس آدم است. اگر نفس من بازی اش نیاید، محیط نمی تواند کاری بکند. در جهنم هم که برود، می گوید: «أَيْنَ كُنْتُ يَا وَلِيَّ الْمُؤْمِنِينَ يَا غَايَةَ آمَال‏ الْعَارِفِين‏»؛ اگر من را به جهنم هم ببرند، من همان جا تو را صدا می زنم؛ یعنی جهنم را بهشت می کنم.
در داستان امام حسین(ع) حتی یاران اباعبدالله الحسین، مثل قمر بنی هاشم(ع) هم هیچ نفس و نفسانیات درونشان نیست. امام حسین(ع) مجاهده با نفس بسیار بزرگی را در کربلا ظهور و بروز داد. اصحابشان را نگاه کنید اصلاً باید از همه چیز گذشته باشد، زن، شهوت، مال، دارایی، مقام، پست، از همه اینها باید بگذرد. اگر می خواست یک کمی مشکل در این جهات داشته باشد باید برود آن طرف. عمر سعد بیچاره یک کمی حب مقام در جانش بود می بینید به چه روزی افتاد.


حرکت و برکت
خود آقای بهجت می فرمایند كه من در كربلا كه بودم بارها و در موارد مكرر از حضرت طلب كردم كه این توفیق را به من بدهد در كنار فراگیری علوم رسمی حوزه، در طریق معرفت هم بتوانم توفیق داشته باشم. جرقۀ برنامه های معرفتی ایشان از كربلا زده می شود و بعد وقتی كه می آیند به نجف شما نگاه كنید اساتیدی که دارند و نحوه چینش و گزینشی که می شود. البته پیداست که خود ایشان دغدغه این کار را دارند که خود این یک مسئله است؛ هر جایی، هر درسی، هر کلاسی و با هر کسی نمی نشینند. بالأخره باید برنامه را آدم تنظیم کند یک جاهایی  با ما هست، اگر شروع با ما نباشد و شروع نکنیم و بعد توقع داشته باشیم که چیزی بشود، یک مقدار توقع نابجاست.
بنابراین باید «الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا» باشد. هدایت پس از مجاهده است. بنده خیلی دیده بودم که از اساتید خوبشان در نجف یاد می کردند؛ حتی از بعضی از اساتیدی که فقه درس می دادند مثل مرحوم آیت الله شیخ محمدحسین غروی اصفهانی (معروف به کمپانی)، من دیدم که از همین ایشان هم مشق سیر و سلوک گرفته اند. می گفتند: مرحوم آشیخ محمد حسین منزلشان پنجشنبه ها روضه خوانی داشتند و ما هم شرکت می کردیم، وقتی شرکت می کردیم می دیدم که ایشان خودشان چای را می ریختند می آوردند و جلو میهمانان می گذاشتند. می دیدم علی الدوام دهانشان به ذکر می جنبد و یا می فرمودند: اجازه نمی دادند که کسی حتی کمک کند، فوق العاده متواضع بودند. بعد می فرمودند: ایشان دائماً مشغول ذکر است حرفی می زند یا احوال پرسی می کند یا خوشامدی می گوید و باز مشغول کار خودش است. خواستم این را بپرسم از ایشان، دیدم روی من خیلی با ایشان باز نیست. به کس دیگری گفتم که از آقا بپرس شما که علی الدوام ذکر می گویید، این ذکر چیست؟ شیخ محمدحسین غروی گفته بودند: شما چه کار داری؟ گفته بود: خب می پرسم، می خواهم بدانم. فرموده بودند: روایت است که اگر در روز هزار مرتبه سوره مبارکه «انا انزلناه» را بخوانیم خوب است.


استقامت، راه حل نهایی
آقای حسن زاده جمله ای دارند در بحث استقامت، ایشان می فرمایند: عمل عمده در سلوک الی الله استقامت است. نزول بركات و فیوض الهی بر اثر استقامت است. این بیان حضرت استاد برگرفته از همان آیات محكم قرآن است كه «فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْت‏». خدای متعال نیز از پیامبر صلی الله علیه وآله همین را می خواهد كه مقاومت كن، ما امرت كردیم به مقاومت و پایداری.
شروع یک کار خوب خیلی سخت نیست؛ مثلاً فرض کنید بنده الآن می خواهم که دروغ نگویم. سخت نیست که بخواهم امروز مال کسی را نخورم و امروز آبروی کسی را نبرم؛ اما فردا چه ؟ «إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً»؛ دل ها اقبال و ادبار دارد و این موجب می شود که انسان گاهی اوقات آمادگی برای چیزی دارد و گاهی ندارد. اگر شما بتوانید سطح آمادگی را بالا بیاورید یعنی اینکه امروز مقاومت کنم این حرام را انجام ندهم، فردا و پس فردا هم مقاومت کنم؛ رشد آدم از همین جا شروع می شود. آیت الله بهجت این طور بود. می فرمودند: «به چیزی که یقین داری عمل کن تا آنچه که نمی دانی را خدا می دهد».


سبک سلوکی اساتید
 سبک سلوک اساتید ایشان و سلسله ای که ایشان منتسب به آن هست از جناب سید علی آقای شوشتری شروع می کنند، بعد از ایشان، مرحوم ملا حسین قلی همدانی هستند و بعد مرحوم سید احمد آقای کربلایی و مرحوم بهاری که تقریباً از سید احمد آقای کربلایی به مرحوم قاضی منتقل می شود. به نظر بنده اینها مشی شان یک مشی برگرفته از اهل بیت علیهم السلام است. خیلی جدی روی این جهت حساسیت نشان می دهند. به اعتقاد بنده سبکشان خیلی به سید بن طاووس می خورد، چون مرحوم آقای بهجت خیلی به مرحوم سید ارائه می دادند. اقبال مرحوم سید مخصوصاً مورد توجهشان بود و صحبت هایی در مورد سید در درسشان و جاهای دیگر داشتند. پیدا بود که از جناب سید بن طاووس متأثر هستند.

به نقل از معارف کیهان



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :