دوشنبه - 2017 اکتبر 23 - 3 صفر 1439 - 1 آبان 1396
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 183609
تاریخ انتشار : 11 خرداد 1395 16:0
تعداد مشاهدات : 189

قائم (عج)جيذر

توصيه هاي امام خميني

شما باید خودتان را بسازید، و بعد ملت را بسازید. خودسازى به اینکه تمام ابعادى که انسان دارد، و انبیا آمدند براى تربیت آن- تمام ابعاد را- ترقى دهید؛ جنبه علمى، همه ابعاد علم؛ جنبه اخلاقى، همه ابعاد اخلاق؛ تهذیب نفس، وارسته کردن نفس از تعلقات دنیا؛ که سرمنشأ همه کمالات وارسته شدن نفس از تعلقات است

توصيه هاي امام خميني به طلاب


 

" مکتب باید زنده بماند:

نبادا ما پاهایمان را انحرافى برداریم؛ قدمهاى انحرافى برداریم و مکتبمان را بد منعکس کنیم، اسلام را بد معرفى کنیم. آنچه مهم است این است که مکتب به قدرت خودش باقى باشد، ولو ما همه از بین برویم. ما شیعه ائمه اطهار هستیم. ائمه اطهار(عليهم السلام) اکثراً یا کشته شدند یا [مسموم‏] شدند؛ لکن مکتبشان محفوظ بود. امام حسين (عليه السلام) کشته شد، مکتبش محفوظ بود. بلکه مکتب را زنده کرد. با این کشته شدن مکتب را زنده کرد. سید الشهدا دیدند که مکتب دارد از بین مى‏رود. قضیه قیام سید الشهدا و قیام امیر المؤمنین (عليهما السلام)  در مقابل معاویه، قیام انبیا در مقابل قدرتمندان و کفار مسئله این نیست که بخواهند یک مملکت [را] بگیرند. همه عالم پیش آنها هیچ است. مکتب آنها این نیست، مقصد آنها این نیست، که کشورگشایى بکنند. اینهایى که از اسلام تعریف مى‏کنند که کشورگشایى‏ کرد، اینها اسلام را نمى‏شناسند چه است‏.

صحیفه امام، ج‏8، ص: 336

 

" قلم های دشمن می خواهد مکتب را بد جلوه دهند:

و خدایا، به فریاد اسلام برس! امروز [مبادا] که مکتب ما منحرف جلوه داده بشود: یا از اعمال من و شما؛ یا از اعمال کمیته‏ها؛ یا از اعمال دادگاهها؛ یا از اعمال ادارات و وزارتخانه‏ها، و امثال ذلک. رژیم سابق براى ما خطر نداشت. رژیم سابق ادعا نمى‏کرد که من [اسلامى هستم‏] ادعایش را مى‏کرد، لکن کسى از آن قبول نمى‏کرد. رژیم سابق خطرى نداشت.

خیال نکنید که بروید یک حرفى بزنید، و چیزى نشده. خیر، هر یک از شما مسئولیت دارید، و مسئولیت بزرگ. خیلى بزرگ. امروز مکتب ما بسته به اعمال ماست. مکتب ما بسته به اعمال روحانیین است. اگر روحانیین سابق خداى نخواسته یک حرف خلاف، یک کار خلاف مى کردند، مردم خودِ او را یک طعن و لعنى مى‏کردند، ولو یک دسته‏شان هم مى‏گفتند روحانیون این جورند. آخرش این بود که مى‏گفتند روحانیون این جور [هستند]؛ اما رژیم رژیم اسلامى نبود. نمى‏گفتند رژیم اسلامى. نمى‏گفتند مکتب اسلام اینطورى است. امروز قلمهاى دشمنهاى ما در خارج، و گاهى در داخل، برداشته شده است، قلمفرسایى مى‏شود که مکتب ما را بد جلوه بدهند ..

صحیفه امام، ج‏8، ص: 337

اول خودسازی:

شما باید خودتان را بسازید، و بعد ملت را بسازید. خودسازى به اینکه تمام ابعادى که انسان دارد، و انبیا آمدند براى تربیت آن- تمام ابعاد را- ترقى دهید؛ جنبه علمى، همه ابعاد علم؛ جنبه اخلاقى، همه ابعاد اخلاق؛ تهذیب نفس، وارسته کردن نفس از تعلقات دنیا؛ که سرمنشأ همه کمالات وارسته شدن نفس از تعلقات است، و بدبختى هر انسان تعلق به مادیات است. توجه و تعلق نفس به مادیات، انسان را از کاروان انسانها باز مى‏دارد، و بیرون رفتن از تعلقات مادى و توجه به خداى تبارک و تعالى انسان را به مقام انسانیت مى‏رساند. انبیا هم براى همین دو جهت آمده بودند: بیرون کردن مردم از تعلقات، و تشبث به مقام ربوبیت ..

 

علم و عمل دو بال پرواز:

شما آقایان اهل علم، که بعضى لباس [...] ملبس به لباس علم هستید، و بعضى، یا اکثراً ان شاء اللَّه بعد ملبس خواهید شد، ان شاء اللَّه این مراتب را طى بکنید.

امید است که شما آقایان در خلال تحصیل، توجه به این مطلب داشته باشید که در مدرسه‏ها منزه کنید خودتان را از تعلقات دنیا. تمام گرفتاریهاى بشر از این تعلقات است‏

صحیفه امام، ج‏8، ص: 268

 

اشتباه روحانیان به حساب نظام نوشته می شود:

الآن ما در تمام سطح ایران مى‏بینیم که یک نابسامانی هایى هست، یک اختلافاتى هست، یک کارهایى هست که نباید بشود. چیزهایى که برخلاف رضاى خداست، برخلاف دستور پیغمبراکرم است، برخلاف دستور اسلام است، در همه سطح کشور واقع مى شود. نه همه مى‏کنند؛ لکن در تمام سطح کشور هستند اشخاصى که همچه کارهایى مى کنند. و خوف این است که این به پاى اسلام نوشته بشود؛ به پاى جمهورى اسلام نوشته بشود؛ و در خارج بگویند این هم نظام اسلام و این هم جمهورى اسلام، که مثل سابق است با اختلاف افراد. همان طورى که سابق مى‏ریختند توى خانه‏هاى مردم و مى گرفتند و هیچ تحت قاعده‏اى نبود الّا قاعده جباریت و ظلم، حالا هم بى‏میزان مثلًا در بعضى جاها مى‏روند خانه مردم [را بازرسى‏] مى‏کنند؛ این پاى اسلام حساب بشود. اگر پاى خود ما حساب مى‏شد، خوب، مسلک مسلک صحیح؛ لکن آنهایى که مى‏خواهند در این مملکت باشند آنها دارند خلاف مى‏کنند، مثل کارهاى رژیم سابق، آن را پاى اسلام حساب نمى‏کردند. آنها یک دسته‏اى بودند که کارهایى مى‏کردند، و روى رژیم طاغوتى بود. این به مسلک ما هیچ ضررى وارد نمى‏آورد؛ به مملکت ما ضرر وارد مى آورد؛ اما مسلک ما محفوظ مى‏ماند، و آنها را خلاف اسلام مى‏دانستند؛ خلاف رژیم اسلامى مى‏دانستند. لکن اگر امروز خداى نخواسته در طبقات مردم، خصوصاً در طبقات روحانیین که آنها در رأس هستند و آنها نماینده اسلام هستند، اگر خداى نخواسته بعض اشخاص ملبس به لباس روحانیین یک کارى بکنند به اسم روحانى، یک کارى بکنند به اسم کمیته کذا، و این کار برخلاف موازین شرعیه باشد، این را دیگر نمى‏آیند حساب کنند به اینکه این رژیم طاغوتى است؛ مى‏گویند رژیم اسلامى است و این هم کارهایش! این هم حرفهایى است .....

صحیفه امام، ج‏8، ص: 273

 

راه خوب و خطرناک:

من امیدوارم که شما آقایان، که در این راه قدم برداشتید و در مدرسه دینى و علمى وارد شدید، بعدها از ذخایر این امت و از مبلغین اسلام باشید. راه، راه خوبى است، و خطرناک. راه خوبى است که راه انبیاست. انبیا هم براى تربیت بشر آمده‏اند؛ و علماى امت هم مربیان بشر باید باشند. پس شغل، شغل انبیاست. و راه، راه انبیا و خطرناک است. که اگر ما به وظایف محوله به خودمان عمل نکنیم، غیر از این است که دیگران نکنند. اگر یک بقال، یک کارمند، یک شخصى که سِمِه روحانیت ندارد، یک کار زشتى خداى نخواسته انجام بدهد، این براى خودش عیب است؛ اما اگر شما ان شاء اللَّه روحانى شَدید و هر کدامتان در یک بلدى یا در یک مملکتى ان شاء اللَّه سرشناس شدید و مروج دین اسلام، اگر خداى نخواسته انحرافى در شما پیدا بشود، این انحراف انحرافى نیست که مثل سایر مردم باشد ..

صحیفه امام، ج‏8، ص: 273

 

آیت الله باید الهی باشد:

شما نشانه خدا هستید؛ نشانه اسلام ان شاء اللَّه خواهید بود؛ و کسى که نشانه خدا و نشانه اسلام است، باید همه حرکاتش، همه سکناتش، همه اعمالش، همه گفتار و کردارش الهى باشد؛ روى موازین الهى باشد. مردم به روحانیون نظر دارند، توجه دارند، توجه به پیغمبراکرم، که اینها نمایندگان پیغمبراکرم و امام زمان- سلام اللَّه علیه- هستند

ولهذا راه، راه پرخطرى است، و راه شریفى. جدیت کنید که از این راه پر خطر خوب عبور کنید، که این صراط است. صراط مستقیم الهى از اینجا شروع مى‏شود ..

 

صحیفه امام، ج‏8، ص: 262

 

یک روحانی یک ملت را نجات می دهد یا تباه می کند:

جِسْر جهنم از دنیا تا بهشت امتداد دارد. و شما الآن در بین راه هستید و در صراط هستید. توجه کنید که این راه را منحرف نشوید. مستقیم این راه را تا بهشت ان شاء اللَّه، تا سعادت ان شاء اللَّه. و توجه داشته باشید که شما در آتیه، ان شاء اللَّه در آتیه، مربى مردم هستید؛ و مربى مردم باید خودش منزه باشد، مهذب باشد. توجه داشته باشید که آخوند شغلش بزرگترین شغلها و مسئولیتش بزرگترین مسئولیتهاست. یک شخص روحانى مى تواند یک ملت را نجات بدهد؛ و یک شخص روحانى مى‏تواند یک ملت را به تباهى بکشد. توجه داشته باشید که مبادا از آن اشخاص بشوید که یک ملت را به تباهى بکشید. از آن اشخاص باشید که یک ملت را به سعادت برسانید؛ یا شعاع شما در هر جا هست، آنها را به سعادت برساند. با ارشاد شما مردم هدایت بشوند. نکند که یکوقت با عمل شما، با قول شما، با رفتار شما، یک اعوجاجى در مردم پیدا بشود؛ یک انحرافى پیدا بشود. این انحراف براى شما ضررش زیاد است. شما ان شاء اللَّه بعد که هر یک، از علماى اعلام شدید، توجه کنید که در خلال تحصیل علم، تقوا تحصیل کنید، مهذب بشوید، اخلاقتان را مهذب کنید، اعمالتان را مهذب کنید. باید بر طبق کتاب و سنت باشد که شما خودتان کتاب و سنت بشوید؛ یعنى کتاب و سنت عملى. روحانى باید طورى باشد که مردم وقتى که او را دیدند به یاد رسول خدا بیفتند. و شما این بار را به دوش گرفتید، و باید این بار را به سلامت به آخر برسانید و مردم را هدایت کنید. خداوند شما و دوستان شما و رفقاى شما، که در آن مدرسه و در سایر مدارس هستند، همه را سلامت و سعادت عنایت کند؛ و همه شما را خداوند از علماى اعلام مهذب که براى خدا قدم برداشتید قرار بدهد ..

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :