دوشنبه - 2017 اکتبر 23 - 3 صفر 1439 - 1 آبان 1396
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 184024
تاریخ انتشار : 18 خرداد 1395 11:5
تعداد مشاهدات : 165

مدرسه علميه امام خميني(ره)

پیامدهای آسان سازی ازدواج

شادی حقیقی و رضایتمندی در زندگی زناشویی تنها با یک ازدواج موفق صورت پذیر خواهد بود.
پیامدهای آسان سازی ازدواج
تهیه و تنظیم: فاطمه السادات حسینی- مریم کریمی
 بهار 1389

چکیده:
 آسان سازی ازدواج از جمله عوامل  نزدیک ساختن جوانان به ازدواج به هنگام، شروع زندگی زناشویی، کاهش توقعات و افزایش بهره وری در ازدواج خواهد بود همچنین خانواده ها با پیروی از سیده پیشوایان دینی در آسان سازی ازدواج نهایتاً زندگی شیرین و لذت بخش به جوانانشان هدیه می کنند.
شادی حقیقی و رضایتمندی در زندگی زناشویی تنها با یک ازدواج موفق صورت پذیر خواهد بود و ازدواج موفق ازدواجی است که طبق موازین اسلامی صورت بگیرد و از چشم و هم چشمی های تشریفاتی، سبقت گرفتن در تجملات، اسراف و زیاده روی و تکلف های طاقت فرسا در افزودن مراسم قبل، حین و بعد از ازدواج به دور باشد.
امر آسان سازی ازدواج موجب می شود که نیروی یک جامعه که جوانان آن می باشد از فساد و فحشا دوری گزینند و به ازدواج روی بیاورند و این امر موجب افزایش سطح ایمان در جوانان و نهایتاً در جامعه می شود چرا که به فرموده رسول اکرم (ص): من تزوَّجَ فقد استکملَ نصف الایمان
کلید واژه ها:
آسان سازی،سهل کردن، تسهیل، تجملات، تکلف
مقدمه:
« و مِن آياتِه اَن خَلَقَ لَکم من انفسکُم اَزوجاً لستکُنوا اِليها جَعَلَ بَينَکُم مَوَّدة وَ رَحمةً»
و یکی از نشانه های لطف خداوند آنست که برای شما آدمیان از جنس خودتان همسرانی آفرید که در کنار او آرامش یافته با هم انس بگیرید و میان شما رأفت و مهربانی قرار داد.
ازدواج و تشکیل خانواده یکی از حساس ترین تصمیمات دوران زندگی انسان است که اقدام به آن نیاز به دقت و هوشیاری بالایی دارد دختر و پسری که پیوند زناشویی می بندند اهداف بسیار مهمی را در زندگی دنبال می کنند اهدافی از قبیل زندگی سالم و شاد داشتن فرزندانی صالح و سالم که مفید برای خود و جامعه باشند، ارضای غریزه جنسی، تسکین و آرامش روان و اهداف دیگر. اما متأسفانه امروزه با تحولاتی که در عقاید، علایق، نگرش ها و نحوه زندگی و رفتارها ایجاد شده موجب گردیده که مسأله ازدواج آنقدر در میان آداب و رسوم غلط و حتی خرافات پیچیده شود که به صورت یک جاده صعب العبور یا غیر قابل عبور برای جوانان درآید.
از این روست که تحقیق و تفکر پیرامون مسأله آسان سازی ازدواج امری ضروری و قابل اهمیت است بنابراین در ابتدا به تعریف لغات پرداخته شده و سپس در فصل اول و دوم پیامدهای آسان سازی ازدواج از جهت مادی و معنوی مورد بحث قرار داده شده است و همچنین این پیامدها در جامعه و خانواده به عنوان جامعه کوچکتر در فصل های سوم و چهارم بررسی شده است و در پایان به یک نتیجه گیری اجمالی پرداخته ایم امید که مورد عنایت صاحب و امام عصرمان واقع گردد.
ان شاء ...


فصل اول : تعاریف
گفتار 1 ـ1 معنای لغوی و اصطلاحی ازدواج
تعریف لغوی ازدواج  : 1ـ جفت کردن، زن کردن، شوهر کردن، با یکدیگر جفت و قرین شدن. با هم جفت شدن. مزاوجه (تاج الععادر بیهقی) زواج / زناشویی/ جفت کردن / تزویج/ با هم جفت کردن مرد و زن را گویند (غیاث اللغات) 2ـ ازدواج   [ezdevaj] مصدر: جفت گرفتن، با یکدیگر جفت و قرین شدن، با هم جفت شدن ـ تعریف اصطلاحی ازدواج: 1ـ در علوم تنظیم اشیاء است دو به دو. مانند چرخ ها و ستونها و غیر. در الکتریسیته عمل اتحاد و الحاق دو یا چندین مولد برق مانند عناصر پیل، آکومولاترها و ماشین های برقی را ازدواج گویند.
خاک را بر سر زنی سر نشکند
گر تو می خواهی که سر را بشکنی
حکمتی که حق نمود از ازدواج
باشد آنگه ازدواجات دگر
        آب را بر سر زنی سر نشکند
آب را هم خاک را بر هم زنی
گشت حاصل از نیاز و از لجاج
لاسمع اذن و لاعین بصر

2ـ ازدواج در اصطلاح کلام: شباهت کلام به یکدیگر، در اصطلاح نام صنعتی که در آخر ابیات دو لفظ متشابه (مولوی) آلآخر یا دو لفظ متحد اللفظ و المعنی می آورند چنانکه در این شعر آورده شده :

ای ز لعل آتشینت در دل گلنار نار
       
غیر دل بر دل نداری ای بت مکار کار
(غیاث للغات)

3ـ ازدواج در اصطلاح فقهی / حقوقی: 1ـ ازدواج رابطه حقوقی است که برای همیشه یا موت معینی به وسیله عقد مخصوص بین زن و مرد حاصل شده و به آنها حق می دهد که از یکدیگر تمتع جنسی ببرند؛ نکاح.
2ـ عقد خاصی که موجب رابطه ازدواج بین زن و مرد می شود. رابطه ای است که با عقد مخصوص برای همیشه بین زن و مردی ایجاد می شود و آنان حق دارند از یکدیگر تمتع ببرند.
1ـ تعریف لغوی آسان: 1ـ امری که سخت و دشوار نباشد، سهل، خوار
2ـ بی تعب / بی رنج
3ـ مرفه / خوس
آسان سازی : خوار / یسیر/ مقابل دشوار، سخت ، مشکل

فصل دوم: پیامدهای مادی آسان سازی ازدواج
گفتار 1ـ2: (اصلاح الگوی مصرف و ازدواج آسان)
قال نبی (ص) : «مَنِ اقتَصَدَ فی معيشةِ رزقَهُ الله، و مَن بَذَّر حَرَمَهٌ اللهُ» 
هر که در زندگی اش میانه روی داشته باشد، خداوند، او را بهره مند می سازد و هر که تبذیر کند، خداوند او را محروم می سازد. مسئله اسراف پیرامون مسئله ازدواج اغلب در مورد مراسم عروسی که دختر و پسر برگزار می کنند صادق است چرا که دیدگاههای گوناگونی درباره انجام مراسم عقد عروسی وجود دارد اکثر خانواده ها تشریفات خاصی را برای این مراسم در نظر می گیرند که اغلب هیچ ارتباطی با سنت و مذهب ندارد. اختلاف نظر بر چگونگی انجام مراسم عقد و عروسی و خرج و مخارج قبل و بعد از آن امری است که در بعضی موارد منجر به انصراف پسر و یا دختر و یا دو خانواده در پیوند زناشویی می شود.
طبیعی است که هر دختر و یا پسری می خواهد که مراسم عقد و عروسی او با تشریفات خاصی برگزار شود چرا که یادآور مهمترین اتفاق زندگی اوست اما بهتر است که به شرایط اقتصادی و همچنین دستوراتی که در اسلام پیرامون ازدواج و زندگی صحیح داده شده نیز توجه شود بهتر است هزینه ای که برای این تشریفات در نظر گرفته می شود برای آینده زوججوان پس انداز و مورد استفاده قرار گیرد و در این مورد انجام تشریفات خصوصی و ساده کافی است . بنابراین آسان سازی ازدواج تأثیر زیادی در جلوگیری از اسراف در خانواده ها دارد.
و اما پیرامون اصلاح الگوی مصرف و آسان سازی ازدواج رابطه معناداری وجود دارد؛ اصلاح الگوی مصرف از بعد سلبی به معنای صرفه جویی و کاستن از مصارف غیرضروری و از بعد ایجاب آن بهینه سازی مصرف و یا درست، به هنگام و اقتصادی مصرف کردن، تعبیر می شود موضوع ازدواج یکی از مهمترین زمینه پرداختن به این مبحث در اجتماع امروز است وقتی در آفت شناسی ازدواج به بررسی و شناخت موانع ازدواج آسان می پردازیم بسیاری از آنها را با اصلاح الگوی مصرف، قابل رفع می بینیم.
سبقت گرفتن در تجملات، چشم و هم چشمی های تشریفاتی، به زحمت انداختن خانواده ها و تکلف های طاقت فرسا در افزودن مراسم قبل، حین و بعد از ازدواج و غیر...از جمله عوامل دور ساختن جوانان از ازدواج به هنگام و تأخیر در زندگی زناشویی و افزایش توقعات و غلبه یافتن مشکل و قالب بر محتوا و زرق و برق مادیات بر معنویت ها و کاهش بهره وری در ازدواج خواهد بود.
آسان سازی ازدواج، وظیفه ای است که برای ادای آن خانواده، جامعه و مسئولان همگی نقش دارند و برای شکل گیری این مثلث سه ضلعی همه اضلاع باید هم گرایی داشته باشند خانواده ها اساس کار هستند و نقش اصلی را در این وظیفه مهم با پیروی از سیره پیشوایان دینی در آسان سازی ازدواج بر عهده داشته و نباید با فرافکنی و انداختن بار مسئولیت شانه خالی کنند همانطور که فرهنگ سازان جامعه و مسئولان کشور نیز هر کدام بایستی نقش خویش را در این میان ایفا کنند و صرفاً مسئولیت را بر عهده خانواده ها قرار ندهند. 
همان گونه که ازدواج، یکی از نیازهای اساسی انسان و از عوامل شادکامی و احساس آرامش به شمار می رود، ازدواج نکردن نیز می تواند عامل افزایش اضطراب و تنیدگی گردد و زندگی را سرد و تلخ گرداند. یکی از دلائل اصلی ازدواج نکردن، نگرانی از تأمین مخارج زندگی است.
هر چه سطح زندگی ها بالاتر می رود این نگرانی نیز افزایش می یابد و میزان ازدواج کاهش می یابد. تنیدگی حاصل از ازدواج نکردن، از یک سو  و نگرانی و اضطراب از فقر از سوی دیگر، شرایط سخت و شکننده ای را به وجود می آورد و بهداشت روانی فرد را به شدت تهدید می کند. پرسش این است که این نگرانی و اضطراب تا چه اندازه واقعی است؟ آیا یک ترس منطقی است که باید از آن گریخت و یا یک توهم است که نباید به آن اعتنا کرد؟

گفتار 2ـ2: جلوگیری از ترک ازدواج به خاطر ترس از فقر
و انکحوا الأيمیٰ منکم و الصلحين من عبادکم و إِمآئِکُم ان يکونوا فُقراءَ يُغْنِهُم اللهُ من فضلهٍ و الله وٰسعٌ عليم. 
دختران و پسران بی همسرتان را و غلامان و کنيزان شايسته تان را به ازدواج درآورید. اگر فقیر باشند، خداوند آنان را از فضل خود بی نیاز می سازد و خداوند دارای فضلی گسترده وآگاه است.
پیامبر خدا با استناد به همین آیه خطاب به کسانی که به دلیل ترس از فقر ازدواج نمی کردند فرمود. 
( من ترک التزویج مخافه العلیم فقد ساءَ ظنُه بالله عزوجل) «ان الله عزوجل یقول: »ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله»
هر کسی ازدواج را بخاطر ترس از تأمین عائله ترک کند، به تحقیق گمان به خداوند عزوجل برده است. خداوند می فرماید: اگر فقیر باشند خداوند آنان را از فضل خود بی نیاز می سازد. و همچنین پیامبر می فرمایند: زن بگیرید زیرا که ازدواج کردن روزی شما را بیشتر می کند.  
بنابراین مشکل یک مشکل حقیقی و اقتصادی نیست بلکه یک توهم و مشکلی اعتقادی است.
برای حل مشکل ازدواج نکردن، نیاز به داشتن مال فراوان نیست. باید شناخت را تصحیح کرد و اندیشه ها را اصلاح کرد. 
خداوند (فقراء) را از فضل خود بی نیاز می سازد و خداوند قادر بر چنین کاری هست. چرا که خداوند «واسع و علیم» است.
قدرتش چنان وسیع است که پهنه عالم هستی را فرا می گیرد و علم او چنان گسترده است که از نیات همه کس مخصوصاً آنها که به نیت حفظ و پاکدامنی اقدام به ازدواج که از نیات همه کس مخصوصاً آنها که به نیت حفظ و پاکدامنی اقدام به ازدواج می کنند آگاه است و همه را مشمول فضل و کرم خود قرار خواهد داد.
پس فقر نمی تواند مانع راه ازدواج گردد. بلکه چه بسا ازدواج سبب غنا و بی نیازی می شود. دلیل آن هم با دقت روشن می شود. زیرا انسان تا مجرد است احساس مسئولیت نمی کند، نه ابتکار و نیرو و استعداد خود را به اندازه کافی برای کسب درآمد مشروع بسیج می کند و نه هنگامی که درآمدی پیدا کرد در حفظ و بارور ساختن  آن می کوشد و به همین دلیل مجردان غالباً خانه به دوش و تهی دست هستند.
اما بعد از ازدواج شخصیت انسان تبدیل به یک شخصیت اجتماعی می شود و خود را شدیداً مسئول حفظ همسر و آبروی خانواده و تأمین و وسائل زندگی فراوان آینده می بیند. به همین دلیل تمام هوش و ابتکار و استعداد خود را به کار می گیرد و در حفظ درآمدهای خود و صرفه جوئی تلاش می کند و در مدت کوتاهی می تواند بر فقر چیره شود. چنانکه امام صادق فرموده «قالرزق مع النساء و العیالٍ». 
روزی همراه همسر و فرزند است.
و در حدیث دیگری از پیامبر اکرم می خوانیم «مردی خدمت حضرتش رسید و از تهی دستی و نیازمندی شکایت کرد. پیامبر فرمود: «تزوج، فتزوج، فوسع، علیه»   ازدواج کن، او هم ازدواج کرد و گشایش در کار او پیدا شود.
بدون شک امدادهای الهی و نیروهای مرموز معنوی نیز به کمک چنین افرادی می آید که برای انجام وظیفه انسانی و حفظ پاکی خود اقدام، ازدواج می کنند. 

گفتار 3ـ2: جلوگیری از افزایش سن ازدواج
در حال حاضر سن ازدواج به عوامل زیر بستگی دارد:
1ـ بلوغ جسمی و جنسی 2ـ بلوغ عقلی و فکری. 3ـ میزان علاقه فرد به تحصیلات که در این موارد ازدواج به بعد از پایان تحصیلات و شروع فعالیت های اجتماعی موکول می شود. 4ـ توانایی شروع به کار و داشتن درآمد و توانایی تأمین هزینه های لازم زندگی مشترک در مردان 5 ـ میزان علاقه خانم ها به ادامه تحصیلات و فعالیت های اجتماعی و داشتن کار و درآمد و در نتیجه داشتن استقلال مادی، 6 ـ آگاهی به مفهوم ازدواج و احساس نیاز به داشتن زندگی مشترک 
در گذشته اغلب ازدواج ها بعد از بلوغ جسمی و جنسی پسر و دختر صورت می گرفت اما در زمان حاضر فقط بلوغ جسمی و جنسی نمی تواند جوابگوی نیازهایی که لازمه یک زندگی است، باشد. در گذشته ازدواج هایی که در سنین پایین انجام می پذیرفت، پسر و یا دختر از سوی خانواده ةا مورد حمایت مادی و معنوی قرار می گرفتند ولی امروزه این تفکر و عقیده برای هر پسر و دختری وجود دارد که می خواهد مستقل از خانواده زندگی کند. فعالیت های گسترده اجتماعی و انگیزه های رشد بیشتر، سن ازدواج را بالا برده است، بویژه در شهرهای بزرگ و در افرادی که به دنبال تحصیلات دانشگاهی هستند؛ زمان ازدواج به بعد از پایان تحصیلات و شروع فعالیت های اجتماعی موکول می شود. ممکن است در روستاها و یا شهرهای کوچک ازدواج در سنین پایین و با شروع بلوغ جسمی و جنسی صورت پذیرد ولی در شهرهای بزرگ و اجتماعات فعال چنین نیست.
تفاوت سنّی بین پسر و دختر همیشه مطرح بوده است. به طور کلّی لازم است که در سن مرد از سن زن بیشتر باشد.
سن باروری در زن تا سی و پنج سالگی است و اگر از سنی سی و پنج سالگی به بعد خانمی حامله شود، احتمال وجود نوعی نقص جسمی و مغزی در فرزند وجود دارد.
بنابراین یزید جعفی می گوید: امام باقر از رسول خدا نقل کردند که فرمودند: چه چیز جلوگیری مؤمن شده که برای خود همسری نمی گزیند شاید خداوند به او فرزندی عطا کند که روی زمین را با گفتن کلمه توحید (لا اله الّا الله) سنگین سازد. 

فصل سوم: پیامدهای معنوی آسان سازی ازدواج
گفتار 1ـ3: جلوگیری از افزایش سن ازدواج
خداوند متعال، انسان را آفرید و تداوم نسل او را در خود او قرار داد. از این رو موجودیت انسان را در دو جنس زن و مرد قرار داد و فیزیک بدن هر یک را به گونه ای آفرید که با این هدف سازگار باشد. غریزه جنسی را نیز قرار داد تا زن و مرد به سوی هم کششی داشته باشند تا نسل انسان تداوم یابد و الا چه بسا انسان ةا به خاطر راحت طلبی و مسئولیت گریزی از تشکیل خانواده خودداری می کردند. از سوی دیگر، در هر یک از دو جنس زن و مرد، تفاوت های روانشناختی وجود دارد و ویژگی های روحی و عاطفی هر یک به گونه ای آفریده شده که با دیگری ارضاء می شود.
همه ی این مسائل تلوینی، موجب می شود که انسان به همسر، نیاز داشته باشد و اگر این نیاز برآورده نشود انسان، آرامش نمی یابد. زمانی می توان به آرامش، شادی حقیقی و رضایتمندی از زندگی دست یافت و از زندگی لذت برد که این بخش از نیاز انسان برآورده شود، برآورده شدن این نیاز تنها با یک ازدواج موفق صورت پذیر است ازدواجی که طبق موازین اسلامی صورت بگیرد نه ازدواجی که پایه و اساس آن مال و خرج های کلان و سخت گیری های نابه جا باشد.
انسان خوشبخت، کسی است که همسری شایسته، همراه، یاور و پشتیبان داشته باشد خوشبختی رضایتمندی و شادی از آن همسرانی است که میان آنان مودّت و رحمت وجود داشته باشد و این مهم به وسیله مال، جاه، جمال بدست نمی آید. از این رو، دین اسلام، توصیه کرده که همسر خود را به خاطر مال وجاه و جمال انتخاب کنید که اگر چنین شد، خداوند، شما را به همان عوامل، واگذار می کند. اما اگر به خاطر دین و ایمان با کسی ازدواج کردید، خداوند، این عوامل را نیز به شما می دهد.
نهایتاً آنچه زندگی را شیرین و لذت بخش می کند، مال، جاه، جمال، مراسم عروسی پر از تشریفات، انجام تک تک رسوم پر تکلف، مهریه بالا، جهیزیه پر از تجملات نیست، مودت و رحمت است و این دو در دست خداوند است و اوست که میان دلها انس و اُلفت برقرار می کند و آنگاه که چنین می شود، آن همسر از هر چیزی برای انسان دوست داشتنی تر خواهد بود و این یعنی یک زندگی شیرین، لذت بخش و همراه با آرامش، آسایش، رضایتمندی و شادی  .
(هُوَ الذی خَلَقکُم مِن نفسٍ وحدَةٍ و جَعَلَ زَوجَها ليَسکُن إِلَيْهَا . )
اوکسی است که شما را از یک ماهیت آفرید همسرش را از آن قرار داد تا بدان وسیله، آرامش یابد.

گفتار 2ـ3: جلوگیری از اضطراب در روان آدمی
 ازدواج مناسب و به جا مایة آرامش روح و روان است.
خداوند در قرآن به این امر اشاره کرد و می فرماید: «و من آياته أن خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا اليها»  (سوره روم / آیه 21)
و از نشانه های خداوند این است که از خود شما برایتان همسرانی قرار داد تا بدانها آرامش یابند. و در جای دیگر می فرماید: هوالذی خلقکم من نفس واحده و جعل منها زوجها لیسکن الیها. او کسی است که شما را از یک ماهیت آفرید و همسرش را از آن قرار داد تا بدان وسیله آرامش یابد.
خداوند انسان را آفرید، تداوم نسل او را در خود قرار داد. از این رو موجودیت انسان را در دو جنس زن و مرد قرار داد و فیزیک بدن هر یک را به گونه آی آفرید که با این هدف سازگار باشد. غریزة جنسی را نیز قرار داد. تا زن و مرد به سوی هم کششی داشته باشند تا نسل انسان تداوم یابد و الّا چه بسان انسان ها به خاطر راحت طلبی و مسئولیت گریزی از تشکیل خانواده خودداری می کردند و از سوی دیگر در هر یک از دو جنس زن و مرد تفاوت های روان شناختی وجود دارد و ویژگی های روحی و عاطفی هر یک به گونه ای آفریده شده که با دیگری ارضا می شود. 
همه این مسائل تکوینی موجب می شود که انسان به همسر نیاز داشته باشد و اگر این نیاز برآورده نشود، انسان آرامش نمی یابد. زمانی می توان به آرامش رسید و از زندگی لذت برد که این بخش از نیاز انسان نیز برآورده شده باشد! برآورده شدن این نیاز، موجب آرامش می شود و بدین جهت است که ازدواج مایه آرامش دانسته شده است:
امام سجاد می فرماید: خداوند همسر را مایه آرامش و انس قرار داده. تا انسان در کنار او آسایش یابد و لذا امام صادق می فرماید: اگر کسی از همسر موافق و همراه محروم باشد ناآرام و حیران بوده و زن او ناتمام خواهد بود.

آرامش روانی یعنی خوشبختی
فی لزوم الحق تکون السعاده   نیکبختی در همراه بودن با حق است علی (ع)
هر آن که خاطر مجموع و یار نازنین دارد سعادت هم دم او گشت و دولت هم قرین دارد،
دانشمندی می گوید: «ما آرامش خاطر را دوست داریم و همیشه به دنبال آن می رویم ولی تا موقعی که از انجام وظیفه فرار می کنیم هیچ وقت به آرامش خاطر نخواهیم رسید»
بلی، آرامش خاطر همان خوشبختی است و خوشبختی نیز که همه به دنبال آن هستند یا بی صبرانه و در عین حال، نومیدانه در انتظارش هستیم جز آرامش روانی چیز دیگری نیست.
واقعیت این است که بعضی از انسانها زهر را در کاسة طلایی می خورند یعنی از مال دنیا، آنچه به فکر شما برسد دارند. ثروت / جاه / مقام و شهرت و ... لکن دلهره، اضطراب و وسوسه هم هنگام خواب و بیداری از آنان جدا نیست. لبخندی بر لب ندارند. یأس سر تا پای وجودشان را فراگرفته، به سوی مقصدی ـ معمولاً تاریک و ناپیدا ـ که در حرکتند، قدمها سست و نااستوار است. در بازگشت به خانه، گویی به هدف آرزوها می روند، آنجا نیز یا مجسمة فلزی قیافه اخمو هستند و یا گرفتار وسوسه های نفس و یا در جدال و مرافعه اهل خانه هم نه تنها مشتاق دیدارش نیستند ـ متقابل است. 
(برای کسی که ازدواج نامناسب و نابجا ـ احیاناً دیر هنگام ـ انجام داده است خانه به جای اینکه محل آرامش و تسکین آلام روزانه اش باشد، قبرستان آرزوهایش خواهد بود.

گفتار 3ـ3: برآورده شدن نیازهای عاطفی
بسیاری از احساس ها، عواطف و انگیزه ها در دوران بلوغ، نوجوانی و جدائی شکل می گیرند و حالتی جلوی پیدا می کنند. بصورتی که فرد نمی تواند برخلاف آن عمل کند که البته در بعضی موارد موجب بروز تعارضاتی در محیط خانواده و با پدر و مادر می شود.
چون هر پدر و مادری دوران های حساس و لطیف زندگی را پشت سر گذاشته و تجربه های فراوانی کسب کرده و با طی روند تکاملی به تفکری مستدل و منطقی دست یافته اند. لذا به بسیاری از حالات فرزندانشان توجه لازم را ندارند و با آنها را جدی تلقی نمی کنند (که این امری است طبیعی) به این دلیل فرزندان خانواده  این نکته را درک می کنند که ممکن است بیان بعضی از ذهنیاتشان موجب سرزنش و حتی تحقیرشان شد و بدین سبب پدر و مادر را مناسب دوستی خاص و مورد انتظار خود نمی بینند و خود را تنها حس می کنند و دچار اضطراب تنهایی می شوند. در نتیجه و به تدریج فرزندان با جدایی بیشتر از خانواده و تلاش برای کسب استقلال سعی می کنند که به خود متکی باشند تا اعتماد به نفس بیشتر و یا لازم را کسب می نمایند و در این راستا اقدام به دوست یابی و پذیرفتن و ایفای نقش های اجتماعی می کنند.
سرعت یابی نخست از هم سالان هم جنس مشروع می شود و فرزندان ذهنیات خود را که نمی توانند با پدر و مادر در میان بگذارند با یکدیگر مطرح می سازند و از طریق تبادلات احساسی، عاطفی، فکری اضطراب تنهایی آنان کاهش می یابد. زمانی فرا می رسد که دوستان هم جنس نیز توانایی برآورده کردن برخی از نیازهای یکدیگر را ندارند و بر این اساس و به دلیل وجود حس کنجکاوی و غریزة جنسیت، با افرادی از جنس مخالف دوست می شوند و به این نکته پی می برند که جنس مخالف توانایی بیشتری در درک بخشی از احساسات و عواطف وی دارد و در نهایت میل به برآورده شدن نیازهای ذکر شده از سوی جنس مخالف شکل انگیزه ای را پیدا می کند که در ازدواج دخالت دارد.
در این جاست که با وجود غریزة جنسی و عدم دسترسی به همسر خطر فحشا و آسیب های حاصل از دوستی با جنس مخالف مطرح می شود.
علاوه بر این، دوستی بین دختر و پسر در حقیقت آغازی است برای به باتلاق کشیده شدن جوانان و تأثیرات سوء فراوان ناشی از این دوستی ها.
زندگی در محیط خانوادگی موجب می شود که فرزندان خانواده علاوه بر رشد جسمی و روانی به این نکته نیز آگاهی یابند که رفع تنهایی و داشتن خانواده های مستقل تنها با ازدواج ممکن می گردد و مجرد زیستن مانع بزرگی برای دست یابی به زندگی مشترک و تشکیل خانواده است. هم چنین با دقت به روند زندگی و اینکه پدر و مادرها به تدریج پیر می شوند و با بیماری یکی از آنها دیگری از او مراقبت می کند و یا فوت پدر و مادرها در سنین پیری و توجه به این امر که وجود پدر و مادر برای فرزندان همیشگی و جاویدان نخواهد بود و بالاخره فکر تنهایی در آینده و ترس از تنها زیستن، عاملی می شود که فرد را به ازدواج تشویق می کند. علاوه بر این، مشاهده ازدواج افراد مجرد (فامیل/ دوستان و همسالان) به فرد این نکته را تفهیم و تلقین می کند که او نیز بایستی ازدواج کند تا در آینده تنها بماند. 

فصل چهارم ـ پیامدهای آسان سازی ازدواج
گفتار 1ـ4: جلوگیری از فساد جوانان
بوسیله ایمان، انسان به بلندترین پایه نیک بختی و نهایت شادمانی می رسد. والاترین و مهم ترین آرزوهای یک انسان سالم و صحیح، داشتن ایمان کامل است. از طرف دیگر، آرزوهای هر کس اراده او را تحریک می کند. نتیجتاً باز هم در جهت تقویت ایمان حرکت می کند. حال چنانچه لوای دین و ایمان همیشه ودر همه جا جوانها را در پناه خود داشته باشد و آنان مسأله نبوت را درک کنند و انبیاء را بشناسند و نیز به این حقیقت دست یافته باشند که پیامبران آمده اند تا امت را ارشاد و تزکیه کنند و تعلیم دهند و از گمراهی آشکار نجات دهند. هم چنین سنت آخرین آنان ـ محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله ـ را که ضامن خوشبختی دنیا و رستگاری آخرت انسانهاست پیروی کنند. در مقابل سؤال (چرا ازدواج می کنید؟) با احساس شخصیت، خواهند گفت مگر نه پیغامبر عظیم الشأن اسلام فرموده (من تزوج فقد استکمل نصفَ الیمان...؟ پس نیمه ایمانم را از این راه تأمین می کنم و نیمه دیگر را از طریق سایر عبادات  و همچنین در بسیاری از روایات توصیه به ازدواج وجود دارد. که بیان کرده اند: «شرارکم عذابکم»   بدترین شما مجردانند.
و پیامبر در این رابطه فرمود. تناکحو او تناسلوا تکثر وافانی اباهی بکم الامم یوم القیامة و لو بالقسط ازدواج کنید تا نسل شما فزونی یابد که من بافزونی جمعیت شما حتی با فرزندان سقط شده در قیامت به دیگر امت ها مباهات می کنم. 
ازدواج با هنگام و نامناسب اثرات و پیامدهای مختلفی دارد. از جمله پیامدهای ازدواج های سخت گیرانه و نامناسب پدیدة شوم طلاق است.

گفتار 2ـ4: جلوگیری از زوال خانواده ها
نگرش به جدایی گوناگون است. گروهی آن را شکست تلقی می کنند و گروهی آن را رهایی و کسب آزادی و عده ای دیگر آن را ممنوع و برخی نیز آن را حق طبیعی هر انسانی می دانند.
طبیعی است که به دلیل غریزة بقای نسل و نگرانی از تنهایی، داشتن فرزند و نوه آرزوی هر پدر و مادر و زن و شوهری است و علاوه بر این هر پدر و مادری آرزو دارد که فرزندش ازدواج کند و برای خود زندگی شغل داشته باشد و این خواسته موجب آرامش و آسایش روانی پدر و مادرها می گردد اما در این راستا باید به خوشبخت زیستن فرزند خود نیز نگاه جداگانه ای داشته باشند. چرا که خوشبخت زیستن و از زندگی لذت بردن صرفاً با ازدواج و داشتن زندگی مشترک و تولد فرزند بدست نمی آید. لذا چه ضرورتی دارد که با اصرار خود ما فرزندمان را در شرایط نامناسب و رنج آور زندگی زناشویی قرار دهیم و از او بخواهیم که زندگی با بالاجبار ادامه دهد و همیشه احساس بدبختی کند.   اگر چه در این موارد طلاق و جدایی راهی قطعی است اما باید توجه داشت که این پدیده چه آثاری بر جامعه خواهد داشت. عوارضی از قبیل به انحطاط رفتاری و اخلاقی کشیده شدن زوجین / فساد اخلاقی فرزندان طلاق و غیره.
پس بی دلیل به نظر نمی رسد اگر دربارة ازدواج و آسان: اما صحیح کردن روش آن بیشتر مطالعه و تحقیق شود چرا که رسول اکرم در این باره می فرمایند:   انّ الله يحبُّ عبده الفقیر المتعضف ذالعيال:
خداوند بنده ای را که صاحب خانواده است و فقیر نیز می باشد دوست دارد.
«کسی که فرزندش به حد رشد رسد و امکانات تزویج او را داشته باشد و اقدام نکند و در نتیجه فرزند مرتکب گناهی شود، این گناه به هر دو نوشته می شود»
و باز به همین دلیل دستور مؤکد داده شده که هزینه های ازدواج را اعم از مهر و سایر قسمتها سبک و آسان بگیرند، تا مانعی بر سر راه ازدواج مجردان پیدا نشود، از جمله در مورد مهریه سنگین که غالباً سنگ راه ازدواج افراد کم درآمد است.

گفتار 3ـ4: رشد ایمان در خانواده
به وسیله ایمان، انسان به بلندترین پایه نیکبختی و نهایت شادمانی می رسد که والاترین و مهمترین آرزوهای یک انسان سالم و صالح، داشتن ایمان کامل است. حال چنانچه لوای دین و ایمان همیشه ودر همه جا جوانها را در پناه خود داشته باشد و نیز به این حقیقت دست یافته باشند که پیامبران آمده اند تا امت را ارشاد و تزکیه کنند و تعلیم دهند و از گمراهی آشکار نجات دهند، همچنین سنت آفرین آنان ـ حضرت محمد (ص) را که ضامن خوشبختی دنیا و رستگاری آخرت انسانهاست پیروی کنند، در مقابل سؤال چرا ازدواج می کنید؟ با احساس شخصیت خواهند گفت: پیامبر اکرم (ص) فرمودند: مَن تَزَّوجَ فَقَد اِسْتَکمَلَ نصفَ الایمان....
پس نیمه ایمان را از این راه تأمین می کند و نیمه دیگر را با سایر عبادات 
بنابراین یکی دیگر از مهمترین عواملی که ممکن است موجب آسان سازی ازدواج گردد داشتن انگیزه بالا برای رشد ایمان ابتداعاً به صورت فردی و سپس اثر آن در خانواده به صورت گروهی می باشد چنانچه در یک خانواده به دلیل تکلف، در امر ازدواج بر آن خانواده حاکم است جوان به فساد و فحشا روی بیاورد تمام اعضای خانواده را تحت شعاع قرار خواهد داد و این امر موجب کاهش سطح ایمان در خانواده به عنوان زیربنایی ترین گروه یک جامعه خواهد شد.
لذا ازدواج ساده و آسان بی ریا و بی تکلف موجب افزایش ایمان در خانواده می شود از طرفی افراد خانواده نیز باید در این امر کوشا باشند چرا که در روایات متعددی مسلمانان را تشویق به همکاری در امر ازدواج مجردان کرده اند مخصوصاً اسلام در مورد فرزندان مسئولیت سنگینی بر دوش پدران افکنده و پدرانی را که در این مرحله حیاتی زندگی بی تفاوت هستند شریک جرم انحراف فرزندانشان و بی ایمانی آنها شمرده اند چنانچه در حدیثی از پیامبر (ص) می خوانیم:
من ادرک له ولد و عنده مایَزِوج فلم یزوجه فاحدثَ فالاسم بینهما 

نتیجه گیری:
 در بینش اسلامی باید این اصل همواره مورد توجه باشد که نسبت دنیا با آخرت نسبت محدود با نامحدود است نسبت متناهی با نامتناهی است از نظر کمیت، دنیا با آخرت قابل مقایسه نیست زیرا عمر و زندگی دنیوی محدود، و زندگی آخرت نامحدود و نامتناهی است و از نظر کیفیت نیز نمی توان دنیا را با آخرت قیاس کرد پس پسندیده نیست که انسان دلبسته لذت های محدود دنیوی، حیوانی و طبیعی گردد و این دلبستگی او را از لذت های اخروی باز دارد اسلام برای اینکه انسان اهمیت و جایگاه رفیع آخرت و نعمت های ابدی و بی نهایت آن را از یاد نبرد و دلبسته دنیا، نعمتها و لذت های زودگذر آن نشود، دنیا و نعمت های آن را حقیر و کوچک خوانده است و درباره بخشی از نعمت های بهشتی که بهشتیان از آنها بهره مند می شود می فرماید:
ظرف های زرین پر از اطعام و قدح هایی از شراب بر آنان بگردانند و در آن بهشت هر چه دل ها خواهش و آرزو کند و چشم ها از دیده آن لذت برد وشما در آنجا جاویدانید و این است بهشتی که به پاداش آنچه می کردید به میراث می برید.
بنابراین تکلف و سخت گیری در هر امر دنیوی کاری لغو و بیهوده است چرا که دنیا محل گذر و عبور است و سختگیری در محل عبور یعنی ماندن در آن و دیرتر رسیدن به مقصد و سخت تر جان کندن.
والسلام

فهرست منابع و مآخذ
قرآن کریم
1ـ پسندیده، عباس، رضایت از زندگی، انتشارات سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، 1386
2ـ عزیزی تهرانی، علیرضا، ازدواج و خانواده در کلام خدا، انتشارات دارالصادقین، زمستان 1376
3ـ صدری، سید ضیاءالدین، آئینه ازدواج و روابط همسران. انتشارات انجمن اولیا و مربیان تابستان 1375
4 ـ عسگری فر، حسین، نقش بهداشت روان در ازدواج، زندگی زناشویی، طلاق. انتشارت گفتگو 1380
5 ـ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، جلد 14
6 ـ طهماسبی، احمد، جوان و ازدواج، انتشارات یاقوت، 1383
7 ـ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، جلد 20، انتشارات آل البیت (ع) لأحیاه التراثٱ 1412 هـ ق
8 ـ محمدی ری شهری، میزان الحکمه، جلد 5، صفحه 2251، ترجمه: حمیدرضا شیخی، انتشارات دارالحدیث، 81 هـ ق
9 ـ ابوجعفر الصدوق، محمد بن علی،من لایحضره الفقیه، ترجمه: غفاری، انتشارات صدوق 1368
10ـ شبر، سید عبدا...، اخلاق بشرع ترجمه: محمدرضا جباران، انتشارات هجرت 1377
11 ـ عباس، قمی، سفینة البحار، جلد1
12ـ طبرسی، ابوعلی فضل بن حسن، مجمع البیان، انتشارات دارالمعرفة، بیروت، 1408 هـ ق
13ـ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، انتشارات المکتبة الاسلامیه، تهران 1405 هـ ق
14ـ دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، جلد2، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران 1377
15 ـ معین، محمد، فرهنگ فارسی معین، جلد 1، انتشارات امیرکبیر 1371
16ـ کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1377 ق


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :