دوشنبه - 2017 نوامبر 20 - 2 ربيع الاول 1439 - 29 آبان 1396
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 186493
تاریخ انتشار : 22 تیر 1395 11:56
تعداد مشاهدات : 115

کیفیت ، زمان و مکان یاد خدا

در قرآن نه تنها ذکر را محدود به زمان و مکان خاصی نکرده، بلکه جواز ذکر در همه حالات داده شده و احادیث ائمه اطهار(ع) نیز این گفته را تایید می کند و اینکه در بعضی آیات زمان و مکان خاصی برای ذکر یاد شده برای آن است که ذکر در آن شرایط، تاثیرات بیشتری بر قلب انسان دارد نه اینکه ذکر در غیر آن امکنه و ازمنه جایز نباشد.




ذکر عبارتست از اینکه آدمی نیروی ادراک خود را متوجه «یاد شده» کند، یا به اینکه نام او را ببرد و یا صفات او را به زبان جاری کند و مصداق مهم تر اینکه در قلب به یاد او باشد.[1] طبق این معنا، «ذکر» معنای عامی دارد که هر چیزی را شامل می شود. اما آنچه خداوند در قرآن کریم به آن امر فرموده است، «ذکر خداوند» و «یادآوری نعمت های الهی» است که در سایه آن، انسان غبار غفلت را از قلب خود بزداید و بر جان و روح خسته خویش، با باران الهی، گل های طاعت و بندگی را برویاند. نوشتار حاضر به تبیین کیفیت، زمان و مکان ذکر و یاد خدا می پردازد.

 

کیفیّت ذکر

معمولاً تصویر ذهنی ما از کلمه ذکر، ذکر با لسان و تکلّم کردن است که در اینجا یاد خدا کردن با زبان معنا می دهد ولی این گونه نیست بلکه ذکر دو گونه است: ذکر قلبی، ذکر زبانی.[2]

 

پس معنی این کلمه در قرآن نه تنها ذکر لسانی، بلکه ذکر با تمام ابعاد انسانی است. مسلّم است که ذکر خدا تنها به یادآوری با زبان نیست، که زبان ترجمان قلب است، هدف این است که با تمام قلب و جان به ذات پاک خدا متوجّه باشیم.[3]

 

ذکر تنها به لسان نیست و باید با قلب عجین شود و از جان آدمی نشأت پذیرد، اگرچه ذکر لسانی تاثیر خود را دارد و با ذکر با زبان می توان یاد نعمات خدا کرد، ولی آنچه قرآن بدان سفارش می کند، همان ذکر قلبی و با خشوع تنها برای خداست. «مؤمنان، تنها کسانی هستند که هر گاه نام خدا برده شود، دلهاشان ترسان می گردد و هنگامی که آیات او بر آنها خوانده می شود، ایمانشان فزونتر می گردد و تنها بر پروردگارشان توکل دارند».[4]

 

و نیز در باب کیفیت ذکر خدا در قرآن (فَاذْکرُوا اللَّهَ کذِکرِکمْ آباءَکمْ أَوْ أَشَدَّ ذِکراً)[5] هم بیان شده است که می فرماید خدا را با شدیدترین ذکر از لحاظ خلوص باطن و خشوع قلب یاد کنید (أَ لَمْ یأْنِ لِلَّذینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکرِ اللَّهِ) «آیا وقت آن نرسیده است که دل های مؤمنان در برابر ذکر خدا و آنچه از حقّ نازل کرده است خاشع گردد؟!»[6] پس یاد خدا از نظر کیفیت باید عاشقانه و خالصانه باشد (اَشَدُّ ذِکرا)[7]

 

کمّیّت ذکر

قابل ذکر است که قرآن عدد خاصی را برای ذکر مشخّص ننموده بلکه می فرماید «وَ اذْکرْ رَبَّک کثیراً» «پروردگارت را ذکر بسیار گو»[8]  و یا «وَ ذَکرَ اللَّهَ کثیراً» «و خدا را فراوان یاد می کنید»[9] و یا «فَإِذا قَضَیتُمُ الصَّلاةَ فَاذْکرُوا اللَّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلی جُنُوبِکمْ» «و چون نماز را به پایان بردید خدا را ایستاده یا نشسته و یا به پهلو خوابیده یاد کنید»[10] و یا «وَ ذَکرُوا اللَّهَ کثیراً» «و خدا را فراوان یاد کردند»[11] و یا «وَ نَذْکرَک کثیراً» «و تو را فراوان یاد کنیم»[12] و یا «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْکرُوا اللَّهَ ذِکراً کثیراً» «ای کسانی که ایمان آورده اید، خدا را فراوان یاد کنید»[13]

 

از این آیات به دست می آید که ذکر خدا محدودیت ندارد، هر چه تعداد می خواهی و می توانی و هر چه بیشتر می توانی ذکر خدا بگو.

 

پس با توجّه به گفتار فوق می توان نتیجه گرفت که بنده خدای تعالی، هر چه تعداد می تواند یاد خدا کند، که ذکر خدا پایانی ندارد، چنانچه امام صادق(ع) می فرمایند: «ما مِن بِشَیءٍ الّا وَ لَهُ الحَدٌّ ینتهی اِلَیهِ اِلّا الذِّکر فَلَیسَ لَهُ حَدٌّ یَنتَهی اِلَیه» ( چیزی نیست مگر که برای آن حدّی است که بدان پایان می یابد جز ذکر خدا که پایانی ندارد)[14]

 

امّا با این حال می شود که به خاطر غوطه ور شدن در مادیّات و زندگی دنیوی، خداوند فراموش می شود؛ حتّی در نماز هم که فلسفه تشریع آن یاد خداست، خبری از خدا نیست. هر فردی لازم است که با مراقبه و خودسازی به جایی رسد که در عین اینکه در جامعه زندگی می کند، از خداوند غافل نشود «مردانی که هیچ تجارت و خرید و فروش از یاد خدا و نمازگزاردن و زکات دادن بازشان ندارد، از روزی که دل ها و دیدگان دگرگون می شوند هراسناکند»[15]

اصل اساسی در عدم غفلت از خداوند محبّت است؛ اگر محبّت به خدا و معنویّات تعلّق گیرد، غفلت معنایی ندارد و شخص در کشاکش زندگی هم به یاد خداست:

 هرگز وجود حاضر غایب شنیده ای

من در میان جمع و دلم جای دیگر است

ولی اگر محبّت به دنیا و امور آن تعلّق گیرد، یاد دنیا، بیشتر صورت خواهد گرفت نه یاد خدا. زیرا که افکار انسان ها گرداگرد محبوب می گردند.

 

زمان و مکان ذکر

در بعضی از آیات قرآن برای ذکر، زمان و مکان خاصّی قائل شده است مثلاً در آیه شریفه «و اگر خدا بعضی را به وسیله بعضی دیگر دفع نکرده بود، دیرها و کلیساها و کنشت ها و مسجدهایی که نام خدا به فراوانی در آن برده می شود ویران می گردید»[16] دیرها و کلیساها و کنشت ها و مساجد محلّ یاد خداوند متعال معرّفی گردیده است.

 

و همچنین در آیه «اگر به هنگام حج طالب روزی خدا باشید، مرتکب گناهی نشده اید، و چون از عرفات بازگشتید خدا را در مشعر الحرام یاد کنید، از آن رو که شما را هدایت کرده، در حالی که پیش از آن گمراه بوده اید»[17] یاد خداوند در سرزمین مشعرالحرام مطرح است که از سرزمین های مکّه مکرّمه بوده و برخی از مناسک و عبادات حجّ در آنجا صورت می گیرد.

 

و یا در آیه «خداوند را در روزهایی چند یاد کنید، و هر که در دو روز شتاب کند، مرتکب گناهی نشده است. هر پرهیزگاری هم که تأخیر کند گناهی نکرده است»[18] خداوند متعال می فرماید ذکر و یاد خدا در روز های معدودی است. و یا آیه (وَ اذْکرِ اسْمَ رَبِّک بُکرَةً وَ أَصیلاً) (و بامدادان و شامگاهان نام پروردگارت را بر زبان بیاور)[19]

 

برداشت اولیه و عوامانه ای که از این آیات می شود این است که تنها در روزها و مکان های خاصّی یاد خدا جایز است و غیر آن مورد قبول درگاه حقّ قرار نمی گیرد، امّا یقیناً این طور نبوده بلکه برای ذکر تنها این زمان و این مکان نیست و خداوند متعال ذکر را در این مسائل محدود نمی کند زیرا در آیات دیگری در قرآن می فرماید: هر گونه و به هر حالتی می توانی ذکر خدا بگو (الَّذینَ یذْکرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلی جُنُوبِهِمْ)[20] آنان که خدا را ایستاده و نشسته و به پهلو خفته، یاد می کنند.

 

و این آیه نشان می دهد که در هر حالتی می توان یاد خدا بود و همچنین است در آیه شریفه «الَّذِینَ هُمْ عَلی صَلَاتهِمْ دَائمُون » «آنها که نمازها را پیوسته بجا می آورند، »[21]  با توجه به این آیه هم می توان نتیجه گرفت که ذکر دائم مدّ نظر قرآن است، چرا که نماز که در آیه بدان اشاره شده از بهترین اذکار است و بسیار بدان سفارش شده است، در این آیه خداوند در مورد مومنان می فرماید ایشان دائم الذّکر است و همین طور است در حدیث شریفی از امیر مومنان(ع) وارد شده که می فرمایند: «المؤمِنُ دائمُ الذِّکر»[22] حتی در روایت دیگری در باب اینکه در هر حالی می توان ذکر خدا گفت. داریم که از امام کاظم(ع) پرسیدند: برای چه مستحب است وقتی انسان اذان را شنید، هر چه را موذّن گفت او نیز بگوید اگر چه در حال ادرار و غائط باشد؟ حضرت فرمود: این کار روزی را زیاد می کند.[23]

 

پس نتیجه می گیریم که در قرآن نه تنها ذکر را محدود به زمان و مکان خاصی نکرده، بلکه جواز ذکر در همه حالات داده شده و احادیث ائمه اطهار(ع) نیز این گفته را تایید می کند و اینکه در بعضی آیات زمان و مکان خاصی برای ذکر یاد شده برای آن است که ذکر در آن شرایط، تاثیرات بیشتری بر قلب انسان دارد نه اینکه ذکر در غیر آن امکنه و ازمنه جایز نباشد.

 

یاد خدا، هدف از نماز

آیاتی در قرآن وجود دارند که نشانگر آنست که هدف از نماز یاد خداوند است: به عنوان نمونه:

 

می فرماید: (وَ اقِمِ الصَّلاةَ لِذِکری) «نماز را برای یاد کردن من بپا کن»[24] و غفلت ضدّ یاد کردن است، پس هر که در نماز خود غافل باشد بپا کننده نماز برای یاد او نیست. و می فرماید:

 

وَ لا تَکن مِنَ الغافِلینَ  «و از غافلان مباش»[25] و می فرماید: فَوَیلٌ لِلمُصَلِّینَ الَّذینَ هُم عَن صَلاتِهِم ساهُونَ «وای بر آن نمازگزاران، که از نماز خود غافلند»[26]

آنان را با آنکه نمازگزارند بر غفلت از نماز مذمّت می کند، نه برای اینکه نماز را ترک می کنند.

و می فرماید: «لا تَقرَبُوا الصَّلاهْ وَ انتُم سُکاری حَتَّی تَعلَمُوا ما تَقُولُونَ»

«در حال مستی و بیهوشی نزدیک نماز مشوید تا بفهمید چه می گوئید»[27] و گفته اند: مراد بیهوشی از کثرت همّ و غم دنیاست، و گفته اند: از محبّت دنیا، و اگر بر ظاهر آن حمل شود بیدار باش بر مستی دنیاست، زیرا علّت را بیان کرده و فرموده است: تا بدانید چه می گوئید. و چه بسا نمازگزاری که شراب نیاشامیده و حال آنکه در نماز خود نمی داند چه می گوید.[28]

 

پی نوشت ها

[1] المیزان، ج 16، ص 328

[2]  تفسیر نمونه، ج 10، ص215

[3] همان، ج1، ص515-

[4] انفال  2

[5] بقره  200

[6] حدید  16

[7] تفسیر نور، ج1، ص318

[8] آل عمران  41

[9] احزاب  21

[10] نساء  103

[11]شعراء  227

[12] طه  34

[13] احزاب  41

[14] اصول کافی، ج6، ص99

[15] نور  37

[16]  حجّ  40

[17] بقره  198

[18] بقره  203

[19] انسان  25

[20] آل عمران  191

[21] معارج  23

[22] غرر الحکم و درر الکلم، ج1، ص121

[23] اصول کافی، ج6، ص899

[24] طه  14

 

[25] اعراف  204

[26] ماعون  4-5

[27] نساء  43

[28] جامع السعادات، ج3، ص326 - 327


منبع : www.hawzah.net


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :