سه شنبه - 2018 اکتبر 23 - 13 صفر 1440 - 1 آبان 1397
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 195780
تاریخ انتشار : 25 آبان 1395 9:9
تعداد بازدید : 244

مدرسه علمیه زهرای اطهرسلام الله علیها

شرح زیارت عاشورا بخش بیست ویکم

رجعت حضرت سیدالشهداء مقدم بر سایر ائمه خواهد بود همانطور که نور از خورشید جدائی ندارد اصحاب آن حضرت هم از آن حضرت جدایی ندارد لذا همه آنها رجعت داده می شوند تا یزید ملعون و قاتلین امام حسین (علیه السلام) را بکشند و بعدا از دنیا می روند. اثبات رجعت رجعت را می توان با ادله اربعه اجماع، عقل، روایات و آیات قرآنی اثبات نمود، اما آیاتی که در قرآن به این عنوان ذکر شده بسیار است از آن جمله است آیه: الم تر الی الذین خرجوا من دیارهم و هم الوف حذرالموت فقال لهم الله موتوا ثم احیاهم ان الله لذو فضل علی الناس و لکن اکثر الناس لا یشکرون . (بقره – 43)

رجعت حضرت سیدالشهداء علیه السلام به دنیا

رجعت حضرت سیدالشهداء مقدم بر سایر ائمه خواهد بود همانطور که نور از خورشید جدائی ندارد اصحاب آن حضرت هم از آن حضرت جدایی ندارد لذا همه آنها رجعت داده می شوند تا یزید ملعون و قاتلین امام  حسین (علیه السلام) را بکشند و بعدا از دنیا می روند.

اثبات رجعت

رجعت را می توان با ادله اربعه اجماع، عقل، روایات و آیات قرآنی اثبات نمود، اما آیاتی که در قرآن به این عنوان ذکر شده بسیار است از آن جمله است آیه: الم تر الی الذین خرجوا من دیارهم و هم الوف حذرالموت فقال لهم الله موتوا ثم احیاهم ان الله لذو فضل علی الناس و لکن اکثر الناس لا یشکرون . (بقره 43)
در کافی از حضرت باقر (علیه السلام) روایت می کند که فرمود: در شام شهری بود که هفتاد هزار خانواده جمعیت داشت همیشه در آن شهر مرض طاعون بروز می کرد اغنیاء چون آمدن مرض را حس می کردند از شهر خارج می شدند ولی بینوایان در اثر بی بضاعتی در آن شهر می ماندند تا عده ای از آنها مردند آنها می گفتند اگر ما هم مانند اغنیاء بضاعتی داشتیم از این شهر بیرون می رفتیم تا مرگ بما نرسد، اغنیاء می گفتند اگر ما هم مثل فقرا در شهر می ماندیم طاعون ما را می گرفت تا در سالی قرار گذاشتند فقرا و اغنیاء همگی از شهر خارج شوند بطرف بیابان بروند گذار آنان به شهر مخروبه ای افتاد که اهل آن شهر نیز جلای وطن کرده بودند و آنجا فرود آمدند و اثاث خود را بر زمین گذاشتند و اطمینان پیدا کردند که در این مکان دیگر مرض طاعونی نخواهد بود در آن هنگام خدا امر فرمود به فرشته ای که موکل قبض ارواح بود که تمام آنها را قبض روح کرده و روزگاری طولانی جسد آنها در بیابان افتاده و استخوانهای بدنشان پوسیده و خاک شده بود به طوریکه رهگذران آنها را با پا به اطراف پراکنده می نمودند.
پیغمبری از پیغمبران بنی اسرائیل بنام حزقیل که وصی حضرت موسی بود، از آنجا عبور کرد چون آن استخوانهای پوسیده را دید رقت بر حال آنها نموده گریه کرد و گفت پروردگارا چه شود اگر آنها را زنده کنی همچنانکه میراندی تا اینکه این شهر را آباد کنند و با عبادت کنندگان مشغول پرستش ذات مقدس تو شوند و فرزندانی بوجود آورند.
به آن پیغمبر وحی رسید که دوست داری آنها را زنده کنم گفت بلی خطاب رسید که دعا کن به این کیفیت و به این کلمات حضرت باقر (علیه السلام) فرمود آن کلمات اسم اعظم خدا بود که خواند خدا هم دعای او را مستجاب کرده استخوانهای آنها جمع و متشکل شد و روح در آنها دمید تمام آنها زنده گردیدند مانند روزیکه وارد بیابان شده بودند یک نفر از آنها نابود نشده زندگانی طولانی کردند و تسبیح و تقدیس خدا را بجا آورند.
در روایت دیگری که عیاشی نقل میکند از حضرت باقر (علیه السلام) پرسیدند که آنها که زنده شدند و مردم آنها را دیدند همان روز آنها مردند یا آنکه پس از زنده شدن به منازل خود برگشتند و خوردند و آشامیدند و ازدواج نمودند و بعد مردند، فرمود خداوند بعد از مردنشان آنها را بدنیا برگردانید و خوردند و آشامیدند و نکاح کردند و آنچه خواست در دنیا زندگانی کردند و بعد بمرگ طبیعی از دنیا رفتند و دفن شدند.
این آیه دلیل بر رجعت است که ما هم در وقت ظهور حضرت ولی عصر (ع) به دنیا بر می گردیم و قریب ده آیه در قرآن می باشد که می توان از آنها موضوع رجعت را ثابت کرد.
مثلا قصه عزیر که صد سال مرد و بعد زنده شد و همچنین الاغ او که پوسیده گشت و بعدا زنده گشت و مثل قصه اصحاب کهف و مثل زدن دم گاو بر مقتول بنی اسرائیل و زنده شدن او و مثل کشتن حضرت ابراهیم چهار مرغ را و بعدا زنده شدن آنها.
رجعت به معنی بازگشت به دنیا است که ائمه اطهار با دوستان و دشمنان آنها به دنیا بر می گردند و باید مؤمن خالص باشند یا کافر محض و آن کفاری که در دنیا به عذاب هلاک شدند آنها به دنیا بر نمی گردند به نص آیه قرآن: و حرام علی قریة اهلکناها انهم لایرجعون. (انبیاء 95)
پس از آنکه مؤمنین و کافرین به دنیا برگشتند و قصاص نمودند ماه مؤمنین در دنیا می مانند و بعد همه در یک شب می میرند که آن حشر اول است.

دلیل از اخبار

اما اخبار و روایاتی که در این باب رسیده زیاد است من جمله در حوایج نقل میکند که یکی از طایفه انصار بزغاله ای داشت او را ذبح نمود به عیال خود گفت نصف از گوشت این حیوان را بپز و نصف دیگر آن را کباب کن تا حضرت رسول را امشب برای افطار دعوت کنیم شب در مسجد حاضر شده از پیغمبر دعوت نمود این مرد انصاری دو پسر داشت که در وقت صبح ذبح بزغاله حاضر بودند و تماشا می کردند چون پدرشان از منزل بیرون رفت یکی از آن دو پسر به دیگری گفت بیا تا ترا سر ببرم چنانچه پدرمان بزغاله را سر برید پس کاردی را برداشته سر برادر خود را برید چون مادر آن کیفیت را دید صیحه زده در صدد گرفتن آن برادر برآمد بچه خود را از بالای بام بزیر انداخت و فوری جان بداد، مادر نعش آن دو فرزند را پنهان کرد و مشغول پختن غذا شد تا آنکه حضرت رسول (ص) وارد شد جبرئیل نازل شده گفت یا رسول الله به صاحب منزل بگو که دو فرزند خود را برای صرف غذا حاضر کند چون حضرت به آن مرد گفت صاحب منزل بیرون آمد دو فرزند خود را طلبید مادر گفت حاضر نیستند صاحب منزل خدمت پیغمبر رسید و گفت حاضر نیستند حضرت فرمود چاره ای جز حاضر کردن آنها نیست صاحب منزل نزد عیالش آمد و گفت باید پسرها را حاضر کنی تا حضرت غذا تناول کنند تا بالاخره نعش آن دو بچه را نزد حضرت حاضر کردند حضرت دعا کرد خدا آنها را زنده نمود و سالها در دنیا زندگی می کردند تا مردند.
نظیر این معجزه از سایر ائمه بسیار است که جای شرح آن نیست.
و باید دانست که این از ضروریات مذهب است نه ضروریات دین و امری است سمعی یعنی با احادیث اهلبیت و اجماع علماء ثابت می شود و عقل را بر اثبات آن مدخلیتی نیست اگر چه بر امتناع آنهم نیز دلالت نمیکند.
باید دانست که اگر انسان علائم مرگ را ببیند دیگر توبه قبول نمیشود، در موقع رجعت هم جای توبه نیست خداوند مؤمن و کافر را زنده میکند تا سلطنت مؤمن را در دنیا بکافر نشان دهد ولی منکرین رجعت تمام آیات و اخباری که در اثبات رجعت وارد شده هر کدام را بنحوی توجیه میکنند. مثلا آیه: و اذ قلتم یا موسی لن حتی نری الله جهرة فاخذتکم الصاعقة و انتم تنظرون ثم بعثنا کم من بعد موتکوم لعلکم تشکرون . (بقره - 56،55)
این آیه صریح است که آن هفتاد نفر به موسی گفتند ما می خواهیم خدا را ببینیم پس از موت زنده شدند، لذا بلفظ بعثنا گفت که جای هیچگونه شبهه نباشد و همه مردم آنزمان هم این موضوع را مشاهده کردند مطلب بر کسی مخفی نبود لذا میفرماید: و انتم تنظرون.
ولی منکر رجعت مثل شریعت سنگلجی میگوید مراد از موت غشوه است نه موت حقیقی و دلیل میآورد به آیه: و یأتیه الموت من کل مکان و ما هو بمیت. (ابراهیم - 17)
باید باین مرد بیچاره گفت این آیه مربوط بعالم آخرت است نه در دنیا چون در آخرت موتی نیست علایم موت را می بیند از سختی عذاب ولی موتی برای آنان نیست.
و میگوید مراد از بعث بهوش آمدنست بعد از بیهوشی و نیز میگوید ممکن است مراد از موت نادانی و جهالت باشد ولی بر دانایان واضح است که اینگونه مطالب بی مغز را هیچ عاقلی قبول نمی کند.
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه تست - عرض خود میبری و زحمت ما میداری  

باید به منکرین رجعت گفت بنظر شما رجعت محال است یا خدا قدرت بر آن ندارد.
اگر بگویی محال است باید معاد را هم انکار کنی اگر بگویی خدا قدرت ندارد که در مسئله توحید شک داری، اگر میگویی دلیلی بر اثبات آن نداریم این هم دروغ است چه دلیلی از این آیات قرآنی بهتر و واضحتر است و بیش از دویست خبر ائمه طاهرین در این موضوع رسید که مفاد همه آنها این ست که باید مردگان در دنیا زنده شوند.
شخصی از معصوم پرسید که من پیر شده ام قوای من تحلیل رفته دلم میخواهد که درین آخر عمری در رکاب شما کشته شوم تا از شهداء محسوب گردم، حضرت فرمود شهادت در رکاب مخصوص دنیا نیست در عالم رجعت هم ممکن میشود که ملازمت ما را اختیار کرده شهید شوید.
و اخباری از طریق شیعه و سنی وارد شده که هر چه در امم سابقه اتفاق افتاده درین امت هم باید باشد یکی از چیزهائی که در امم سابقه بوده، همین رجعت بدنیا بوده که بسیاری به دنیا برگشتند و پس از زندگانی زیادی مردند پس باید در این امت هم باشد.
اگر این اخبار تواتر لفظی نباشد مسلما تواتر معنوی هست و آنهم حجت است و این شخص منکر رجعت می گوید شیخ صدوق در نهایه فرموده که رجعت مذهب قومی از عرب در زمان جاهلیت ست.
در صورتیکه این عبارت صدوق نیست بلکه عبارت یکی از علماء عامه است که در مجمع البحرین نسبت به او داده و خود صدوق در رساله اعتقادیات خود می گوید اعتقاد امامیه این است که مسئله رجعت حق است و به زودی کتابی در کیفیت رجعت خواهیم نوشت.

دلیل از اجماع و عقل

گفتیم بادله اربعه میتوان اثبات رجعت را نمود، آیات و اخبار گذشت اما اجماع که در بین علماء امامیه محقق است.
و اما عقل: چون درین دنیا مردم ظلم کردند و یا نیکی نمودند و یا اعمال زشتی انجام دادند مقتضی عدل الهی اینست که در همین دنیا مختصری از نتیجه اعمال خود را مشاهده کرده و مفصل آنرا در عالم آخرت ببینند، پس عقل هر عاقلی حکم میکند که باید در رجعتی در دین دنیا باشد.
ابوحنیفه بمومن طاق گفت تو که قایل به رجعت هستی پانصد دینار به من بده تا در عالم رجعت به تو بدهم گفت تو هم التزامی بمن بده که بصورت انسان برگردی تا این وجه را بتو دهم.
ما در سوره حمد در مبحث معاد ذکر کردیم حیواناتی هستند که بعد از مردن زنده می شوند و مجددا زندگی را از سر می گیرند پس بوسیدن بدن مورد اشکال نیست همانطور که در مبحث معاد اینمطلب را ثابت نمودیم.

زیارات و دعاها در موضوع رجعت

در زیارات جامعه است و یکر فی رجعتکم خدا مرا در رجعت شما برگرداند و یملک فی دولتکم و در دولت شما مالک شوم و یشرف فی عافتیکم و یمکن فی ایامکم و تقر عینه غدا برؤتیکم .
در زیارت وداع ائمه دارد که و مکنی فی دولتکم و احیانی فی رجعتکم مرا در ایام دولت شما متمکن و صاحب قدرت نماید.
در زیارت اربعین حسین (ع) که امام صادق (علیه السلام) به صفوان جمال دستور می فرماید که بخواند یکی از فقرات آنها ای نست که: اشهد انی بکم مؤمن و بایابکم موقن.

زیارت حضرت عباس

انی بکم و بایابکم من الموقنین.
سید بن طاووس در مصباح الزائر در اعمال سرداب مقدس این جمله را ذکر نموده: و وفقنی یا رب للقیام بطاعته و المکث فی دولته فان توفیتنی قبل ذلک فاجعلنی یا رب فیمن تکر فی رجعته و یملک فی دولته و تیمکن فی ایامه و تسیظل تحت اعلامه و یحشیر فی زمرته و تقر عینه برؤیته .
در دعای عهدی که از حضرت صادق (ع) منقولست که هر کس چهل صباح این دعا را بخواند از باوران قائم ما باشد و اگر پیش از ظهور آنحضرت بمیرد خداوند او را از قبر بیرون آورد که در خدمت آنحضرت باشد و حقتعالی بهر کلمه ازین دعا هزار حسنه او را کرامت فرماید و هزار گناه ازو محو نماید، یکی از فقرات آن اینست:
اللهم ان حال بینی و بینه الموت الذی جعلته علی عبادک حتما مقتضیا فاخرجنی من قبری مؤتزرا کفنی شاهرا سیفی مجردا قناتی دعوةالداعی فی الحاضر و البادی .
یعنی: خدایا اگر حایل شده است بین من و امام زمان من مرگ آنچنان مرگی که بر بندگان خود حتم فرموده ای پس در موقع ظهور آن حضرت مرا از قبر بیرون آورد در حالیکه کفن خود را به کمر بسته و شمشیر کشیده و نیزه افراشته داعی دعوت حق را اجابت کنم.
ازین قبیل ادعیه و زیارت بسیار است که مجال ذکر آن نیست و بهمین چند جمله اکتفا شد پس معلوم شد که چون امام زمان (ع) برای خونخواهی جد غریبش حسین (ع) بیاید خوب و بد و دوست و دشمن زنده خواهند شد تا آنحضرت و یارانش تقاص خود را از بنی امیه بنمایند.
و اما ولی دم و خونخواهی خدا در قیامت است چون امام زمان انتقام دنیوی میکشد و جزای کلی آنست که در قیامت باشد.
در اسرارالشهاده در بندی از کتاب عقاب الاعمال مسند از محمدبن سنان از بغض اصحاب خود از حضرت صادق (ع) و آنحضرت از وجود مبارک پیغمبر خدا (ص) روایت نموده که چون روز قیامت شود قبه ای از نور برای فاطمه (ع) نصب شود، فرزندم حسین بمحشر آید در حالیکه سر مبارکش در دستش باشد چون فاطمه حسین را به آن حالت ببیند شهقه ای میزند که همه انبیاء مرسل و ملائکه مقربین و مؤمنین صدای آن بانو را بشنود و به سبب ناله فاطمه ناله نمایند، پس خدایتعالی امام حسین (ع) را با صورت خوب برانگیزاند که با قاتلان خود مخاصمه نماید و سر مبارکش در دستش باشد.
آنگاه حقتعالی قاتلان و شرکت کنندگان در قتل آنحضرت را جمع فرماید پس خود خدا آنها را کشته و بعد زنده شوند پس امام حسین (ع) آنها را کشته باز زنده میشوند، پس فرمود کسی از ذریه ما باقی نماند مگر اینکه یکدفعه ایشان را میکشند تا آخر روایت.
و در روایت دیگر در اسرارالشهاده است که قاتل امام حسین (ع) در تابوتی است که در قعر جهنم که دست و پاهایش بزنجیرهای آتشین بسته شده در حالیکه در قعر جهنم سرنگونست و نصف عذاب تمام اهل جهنم برای او میباشد و برای او بوی گندیست که اهل آتش بخدا پناه میبرند از بوی بد آن، و او در جهنم مخلد است و عذاب دردناک میکشد.

معنی والوتر و الموتور

وتر عطف است بر ثار که منادای مضاف منصوب است، وتر در لغت بمعنی فرد و طاق آمده و بمعنی کینه و خون هم ذکر شده و همچنین بمعنی جنایت و کشتن نزدیکان هم آمده ولی بیشتر بمعنی اول ذکر میشود که فرد باشد و لذا نماز وتر را برای وتر میگویند که بین نمازها فرد و طاق است چه نماز یک رکعتی غیر از آن نداریم و اگر بمعنی کشتن نزدیکان هم آمده، برای آنست که کسیکه نزدیکان او کشته شوند قهرا تنها میماند باین لحاظ به او وتر میگویند، و اگر بمعنی خون گرفتیم آن هم بمعنی فرد است چه اگر در بین کسی کشته شود او را فرد وتر میگویند یعنی بین ده یا صد نفر یکی کشته شده و بناحق خونش ریخته گشت.
موتور هم در لغت بچند معنی استعمال شده:
1 -
طاق و فرد شده.
2 -
کسی که کسی از او کشته شده باشد.
3 -
کسی که کشته شود و حق خون او گرفته نشود.
بنابراین معانی که در لغت ذکر شد این عبارت از زیارت را سه قسم میتوان معنی کرد:
1 -
وتر بمعنی یگانه و فرد باشد و موتور هم تاکید معنی سابق شود مثل حجر محجور و این معنی را در بحار و مشکلات نراقی ذکر نموده اند.
2 -
وتر بمعنی فرد باشد، موتور هم بمعنی آن کسیکه کسانی ازو کشته شده باشد، یعنی ای حسین یگانه ای که اقرباء و یاران تو کشته شدند.
3 -
وتر بمعنی خون ریخته باشد یعنی ای قتیلی که اقرباء و اصحاب ترا کشتند.
در بین این سه معنی دومی بهتر است زیرا حقیقتا حسین وتر است از حیث اینکه در مقام امامت مثل و مانندی ندارد و همچنین در مقام شهادت هم نظیر ندارد چه از اول دنیا تا کنون مثل او کسی مظلوم کشته نشده و اینهمه مصیبت ندید و همچنین چیزهائیکه خدا به او مرحمت فرموده است مثل شفاء در تربت، اجابت تحت قبه، بودن ائمه از نسل او، ثواب زیارت او و چیزهای دیگری که خداوند در مقابل شهادت فقط با آنحضرت مرحمت فرموده است.
و کسان او هم همگی در کربلا کشته شدند حتی طفل شیرخواره او و اگر علی بن الحسین امام سجاد (ع) کشته نشد برای آن بود که نسل امامت از بین نرود پس آنحضرت موتور است باینمعنی که همه اصحاب و یارانش در کربلا روز عاشورا کشته شدند.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :