دوشنبه - 2017 نوامبر 20 - 2 ربيع الاول 1439 - 29 آبان 1396
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 197772
تاریخ انتشار : 8 آذر 1395 11:47
تعداد مشاهدات : 169

مدرسه علمیه ریحانه النبی (س)

زندگی نامه و مناظرات کوبنده امام حسن (ع)مدرسه علمیه ریحانه النبی (س)

مقاله ای تحت عنوان زندگی نامه امام حسن (ع ) و مناظرات کوبندیشان توسط خانم مهین نامداری طلبه سال دوم مدرسه علمیه ریحانه النبی(س)
اعوذا بالله من الشیطان العین الرجیم ، بسم الله الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسرلی امری واحلل عقده من لسانی یفقهوا قولی . یارب از ابرهدایت برسان بارانی بحث را آغاز می کنم با کلام کریمانه ای از حضرت که می فرمایند: هرکه احسان های خود را برشمرد بخشندگی خویش را از بین برده است . میزان الحکمه جلد 10 صفحه 97 ولادت امام علیه السلام: امشب که فرشتگان ، سخن می گویند گویا سخن از، زبان من می گویند ذکر لبشان ، شنیدنی تر شده است در ارض و سما ، حسن حسن می گویند ابن شهرآشوب در کتاب مناقب آل ابی طالب و شیخ مفید در کتاب الارشاد ، تولد نخستین میوه پیوند فرخنده علی علیه السلام با فاطمه زهرا سلام الله علیها و پیشوای دوم جهان تشیع را در شب نيمه ماه رمضان سال سوم هجري در مدینه منوره بیان کرده اند . پس از ولادت، نامگذاري از جانب مادر به پدر، و از او به رسول خدا محوّل شد و آن حضرت هم منتظر نامگذاري پروردگار ماند. تا اينکه جبرئيل فرود آمد و گفت: « خدايت سلام مي رساند و مي گويد چون علي براي تو همانند هارون براي موسي است، نام فرزندش را نام فرزند حضرت هارون عليه السلام يعني «شبّر» که در زبان عرب به معناي«حسن» است قرار ده . به اين ترتيب، مولود مبارک ، حسن نام گرفت که به معنای نیکی و خوبی است . سپس پیامبر صلی الله علیه و آله موی سر مبارکش را تراشید و هم وزن آن را نقره به فقیر داد و از آنجا عقیقه و صدقه مرسوم شد . کنیه حضرت : تنها کنيه ي آن حضرت « ابو محمد» یا « ابا محمد» می باشد. القاب حضرت : مشهورترين القابش،«مجتبی»،« سيد»،«سبط»،«زکی»،«تقي»،«برّ»،«طیب»،«امین»و«زاهد» است. مدت امامت و خلافت : 10 سال که بعداز شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام در تاریخ دهم جمادی الاول سال 39 هجری با معرفی پدر به عنوان وصی ، شروع شد . خلافت : مدت خلافت امام حسن علیه السلام که مردم پس از شهادت پدر با وی بیعت کردند تا 11 ربیع الاول سال 41 که با معاویه صلح کردند حدود 7 ماه طول کشید و در این مدت علاوه بر امامت مسلمین به عنوان پنجمین خلیفه زمام حکومت اسلامی را نیز به دست گرفتند . صورت و شمايل امام حسن علیه السلام : امام حسن عليه السلام از همه به رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم شبيه تر بود . خاک قدمش شمیم جنت دارد در هر نفسش عطر اجابت دارد اعجاز محمدی ست در چشمانش از بس که به جد خود شباهت دا رد کرامت انسانی امام حسن علیه السلام : از مهمترین خصوصیات ایشان این بود که مبالغ قابل توجهی پول را یکجا به متمندان می بخشید و این کار باعث می شد آن شخص فقیر برای همیشه بی نیاز شود و می توانست با این مبلغ زیاد تمام احتیاجات خود را برطرف سازد و زندگی آبرومندانه ای تشکیل دهد . هدف امام از اینکار این بوده که این شخص مجبور نباشد دست نیاز به سوی دیگران دراز کند و مدام تحقیر شود . ( نحوه کمک کردن ما به فقرا ) . امام حسن (ع ) فرمودند : از دیگران کمک خواستن تنها در سه مورد رواست : 1/ دیه ( خونبها) به گردن انسان باشد و از پرداخت آن به کلی عاجز باشد. 2/ بدهی کمرشکن داشته باشد و از عهده پرداخت آن برنیاید . 3/ فقیر و درمانده باشد و دستش به جایی نرسد . ( اشاره به داستان مردی که وارد مسجد شد و از عثمان کمک خواست ) . طبع عالی امام حسن (ع) اجازه نمد داد کسی از در خانه او ناامید برگردد. گاه متسقیم کمک می کرد و اگر مقدر نبود به طور غیر مستقیم با تدابیری خاص مشکلات گرفتاران را حل می کرد . ( اشاره به داستان مردی که به در خانه امام رفت و امام که در آن زمان پولی در دسترس نداشت و نمی خواست مرد فقیر ار در خانه اش ناامید برگردد به خانه خلیفه دوم که دخترش از دست داده بود هدایت کرد ) . از لحاظ بذل و بخشش و دستگیری از درماندگان در عصر خویش به عنوان کریم اهل بیت ( کریم یعنی بخشنده ای که پیش از آنکه مستمندی اظهار احتیاج کند نیاز اورا برطرف می کند .) زبانزد خاص و عام بودند. تا جایی که سیوطی در کتاب تاریخ خود می نویسد که « حسن ابن علی ، دارای امتیازات اخلاقی و فضائل انسانی فراوان بود . او شخصتی بزرگوار، بردبار، باوقار، متین ، سخی ، بخشنده ومورد ستایش مردم بود » . همچنین در باره بخشش ، و کرم و جود امام علیه السلام می گوید: « حضرت مجتبی علیه السلام در طول عمر خود دو بار تمام اموال و دارایی خود را در راه خدا خرج کرد و سه بار ثروت خود را به دو نیم تفسیم کرده و نصف آن را برای خود نگه داشت و نصف دیگر را در راه خدا بذل و بخشش کرد.» بوی طعام سفره ، خودش می کشد مرا تا خانه ی تو ، راهنما احتیاج نیست خواهش نکرده ، اهل کرم لطف می کنند این جا به التماس گدا ، احتیاج نیست مبارزات امام علیه السلام : امام مجتبی علیه السلام فردی شجاع و با شهامت بود که هیچوقت ترس و بیم در او راه نداشت . در راه اعتلای اسلام از هیچ مجاهدتی دریغ نمی کرد و همواره آماده مجاهدت در راه خدا بود . که در اینجا به نمونه هایی از آن می پردازم . حضورو همراهی پدر در بدرقه پر خطر ابوذرغفاری در تبعید به ربذه که به دستور خلیفه سوم از هرگونه همراهی منع شده بود و ایراد سخنان گهرباری در مورد ابوذر که در حالیکه مروان او را از هم صحبتی با اوذر منع می کرد پس از دلداری ابوذر فرمود : می بینی که این قوم با تو چگونه رفتار می کنند. دنیا را به یاد آنکه پایان پذیر است رها کن و مشکلات آن را به امید پاداش جهان دیگر تحمل کن . شکیبا باش تا آنکه پیامبرت را در حالی که از تو راضی است ملاقات کنی . حضور در جنگ جمل ، که در رکاب پدر بزرگوارش در خط مقدم جبهه جنگید و برقلب سپاه دشمن حملات سختی می کرد و پیش از شروع جنگ به دستور پدر همراه عماریاسر و چند نفر از یاران حضرت علی علیه السلام وارد کوفه شد و مردم را به این جهاد دعوت کرد و حدود 9 هزار نفر از مردم را به میدان جنگ روانه داشت . حضور در جنگ صفین ، در این جنگ هم در بسیج عمومی نیروها و گسیل ارتش امیرالمؤمنین علیه السلام برای جنگ با سپاه معاویه نقش مهمی داشت . آمادگی وی در این جنگ برای جانبازی در راه حق به اندازه ای بود که موجب بیم پدر شده بود. به حدی که امام علی (ع) از یاران خود خواست که امام حسن و امام حسین را از ادامه جنگ باز دارند تا نسل پیامبر صلی الله وعلیه و آله با کشته شدن این دو امام ازبین نرود . مناظرات کوبنده امام علیه السلام ، با سران بنی امیه که هیچگاه در بیان حق و دفاع از حریم اسلام نرمشی نشان نداده و همواره از اعمال ضد اسلامی معاویه انتقاد می کرد. مناظره های ایشان با طرفداران معاویه نظیر عمروعاص ، عتبه ابن ابی سفیان ، ولید ابن عقبه ، مغیره ابن شعبه و مروان ابن حکم نیز شاهد براین معناست . دلایلی برای ورود امام (ع) به مسئله صلح : در دوران امام حسن (ع) جریان مخالف آن چنان رشد کرد که توانست به صورت یک مانع ظاهر بشود و این جریان مخالف سالها قبل به وجود آمده بود . و در زمان امام به اوج قدرت خودش رسید . ابوسفیان که در آن زمان نابینا شده بود در جلسه ای پس از آنکه مطمئن شد همه خودی هستند گفت : حکومت را مثل توپ به هم پاس بدهید و نگذارید از دست شما خارج شود . ( این قضیه را تاریخ شیعه و سنی نقل کرده اند) . موضوع صلح خاص دوران امام حسن (ع) نبوده و در زمان =یامبر اکرم (ص) نیز سابقه داشته است که می توان در این مورد به پیمان نامه های صلح پیامبر(ص) با دشمنان اسلام از جمله پیمان صلح با بنی ضمره ، پیمان صلح با بنی اشجع و پیملن صلح حدیبیه با هل مکه اشاره کرد که امام حسن (ع) در پاسخ به معترضین به این پیمان نامه ها استناد می کرد . اجمالاٌ باید گفت که امام حسن (ع) در واقع صلح نکرد بلکه صلح براساس اوضاع و شرایط نامساعد و عواملی مختلفی که دست به دست هم دادند بر وجود مبارکشان تحمیل شد که در این جا آن عوامل را بطور خلاصه از دو منظر مورد بررسی قرار میدهیم : الف . از نظر سیاست خارجی ؛ در آن زمان سران روم شرقی که از اسلام آسیب های جدی خورده بود به محض اطلاع از صف آرایی سپاه امام حسن (ع) با سپاه معاویه فرصت را مغتنم شمرده و سپاه خود را برای جنگ با نیروهای اسلامی روانه کرده که در این شرایط امام حسن (ع) رسالت خود را در حفظ اسلام و مسلمین می دید جز صلح با معاویه راهی برای خود نمی دید و علامه مجلسی در صفحه 1 جلد 44 بحارالانوار می نویسد که اگر امام حسن (ع) این کار را نمی کرد خطر بزرگی به دنبال داشت . ب . از نظر سیاست داخلی ؛ شکی نیست که هر زمامدار و فرماندهی اگر بخواهد در میدان جنگ بر دشمن خود ژیروز شود باید از جبه داخلی نیرومند و هماهنگی برخوردارباشد که در سپاه امام حسن (ع) مهمترین موضوع فقدان جبهه نیرومند و متشکل داخلی استزیرا مردم عراق به خصوص مردم کوفه در آن زمان نه آمادگی روحی برای نبرد داشتند ونه تشکل و هماهنگی و اتحاد . اجزای موثر در این قسمت را بشرح زیر به طور مختصر توضیح می دهیم : ب1/ خستگی از جنگ : این موضوع پس از شهادت امیر مؤمنان علی علیه السلام و در زمان خلافت امام حسن (ع) بة شدت آشکار شد و زمانی که امام مردم را به جنگ با اهل شام دعوت کرد مردم خیلی به کندی آماده شدند و در پایان خطبه جنگی مهیج آن حضرت همه سکوت کردند و احدی سخنان آن حضرت را تایید نکرد . ب 2/ جامعه ای با عناصر متضاد : علاوه براینکه درآن زمان یاران امام را عناصر سست و بی حال و ترسو تشکیل می دادند جامعه عراق متشکل و فشرده و متحد نبود بلکه از قشرهای مختلف و گروههای متضادی تشکیل شده بودند که هیچگونه هماهنگی و تناسبی با یکدیگر نداشتند . ب 3/ سپاهی ناهماهنگ : این چند دستگی و اختلاف عقیده و پراکندگی در صفوف سپاه امام علیه السلام نیز منعکس شده و آن را به صورت ارتشی ناهماهنگ با ترکیب ناجور درآورده بود که به هیچ وجه در مقابله با دشمن قابل اعتماد نبود. ( سپاه امام را شیعیان و طرفداران ایرالمؤمنین (ع) و خوارج و افراد سودجو ودنیاپرست و افراد دودل و شکاک و گروهی نه به خاطر دین بلکه از روی تعصب عشیرگی و پیروی از رئیس قبیله خود تشکیل داده بود. ) ب 4/ مزدم پیمان شکن : مردم عراق مردمی بی وفا و دورو ومتظاهر و غیرقابل اعتماد بودند که هرروز زیر پرچمی بودند و همواره تابع وضع موجود و به اصطلاح نان به نرخ روز خور بودند و براین اساس عده ای از مردم با خیانت به امام به معاویه نامه ای نوشتند و مخفیانه او را برای حرکت به سوی عراق تشویق نمودند و گفتند به محض رسیدن به عراق امام را به او تسلیم و یا او را ترور می کنند . علامه مجلسی در بحارالانوار جلد 44 صفحه 20 می نویسد که اماخسن (ع) فرمودند: سوگند به خدا اگر با معاوه چنگ می کزدم مردم مرا به او تسلیم می کردند . ب 5/ فرمانده خائن : امام حسن (ع) پس از ترک کوفه و قصد جنگ با معاویه عبیدالله ابن عباس را با 12 هزار نفر سپاه به سوی معاویه روانه کرد و فرمود هرکجا با آنها روبرو شدید از پیشروی آنها جلوگیری و نتیجه گزارش دهید . طولی نکشید که امام شنیدیند که عبیدالله ابن عباس در محلی به نام مسکن در مقابل دریافت یک میلیون درهم از معاویه با 8 هزار نفر از سربازانش به او ملحق شده است . ب 6/ توطئه خائنانه : معاویه به منظور ایجاد شکاف و اختلاف و شایعه سازی در میان ارتش امام چند نفر از افراد خود را که مورد اعتماد مردم بئدند را به نزد امام فرستاد آنها به خیمه امام وارد وپس از ترک آن فریاد زدند که خداوند به وسیله فرزند پیامبر (ص) فتنه را خواباند و چون آنها مورد اعتماد مردم بودن سخنانشان را بدون تحقیق باور و به خیمه امام حمله و تمام وسایل خیمه را غارت برده و در صدد قتل امام نیز برآمدند . ب 7/ خیانت خوارج : وقتی که امام (ع) از مدائن به سابات می رفت در بین راه یکه از خوارج با استفاده از کمین ضربتی به ایشان وارد کرد . که براثر جراحت وارده دچار خونریزی و ضعف شدید شدند . و به وسیله عده ای از دوستان به مدائن منتقل شدند و چون امام نیروی نظامی خود را نیز از دست داده بود مجبور به پذیرش صلح شد . با توجه به مطالب گفته شده و فرمایشات گهربار مقام عظمای ولایت در کتاب انسان 250 ساله که در اینجا به فرازهایی از آن اشاره میشود . در باب صلح امام حسن گفته شده و در کتابها نوشته اند که هرکس حتی خود امیرالمؤمنین هم اگر به جای امام حسن مجتبی (ع) بود و در آن شرایط قرار میگرفت ممکن نبود کاری بکند غیر از آن کاری که امام حسن (ع) کرد . هیچ کس نمی تواند بگوید که امام حسن ( فلان گوشه کارش سئوال برانگیز است . کار آن بزرگوار صددرصد براستدلال منطقی غیرقابل تخلف منطبق بوده است . حسین ابن علی علیالسلام نیز آن زمالن در این صلح با امام حسن شریک بودند . صلح را تنها امام حسن نکردند امام حسن و امام حسین این کار انجام دادند . منتهنی امام حسن جلو بود و امام حسین پشت سر او بود . امام حسین جزو مدافعان ایده صلح امام حسن بود . در نتیجه اگر امام حسن صلح نمی کرد آن اسلام ارزشی و نهضتی باقی نمی ماند و ازبین می رفت و همه چیز به کلی از بین می رفت و ذکر اسلام برمی افتاد و نوبت به جریان عاشورا هم نمی رسید. و این حق عظیمی است که امام مجتبی علیه السلام بربقای اسلام دارد . گفتار امام پیرامون انگیزه های صلح : امام فرمود من به این علت حکومت و زمامداری را به معاویه واگذار کردم که اعوان و یارانی برای جنگ نداشتم . اگر یارانی داشتم شبانه روز با او می جنگیدم تا کار یکسره شود . و هرگز خلافت به معاویه واگذار نمی کردم زیرا خلافت بر بنی امیه حرام است . شهادت امام حسن علیه السلام : در روز 28 صفر سال 50 هجری به وسیله زهری که توسط یکی از همسران ایشان به نام جعده بنت اشعث که در پی وعده های معاویه به وی داده شده بود پس ازاینکه 48 سال از عمر شریف و پر برکتشان گذشته بود به شهادت رسیدند و درقبرستان بقیع در کنارقبر مطهرفاطمه بنت اسد مادرگرامی علی علیه السلام به خاک سپرده شدند و گنبد و بارگاه نورانیش به دست آل سعود تخریب و در حال حاضرحرم بی گنبدش زیارتگاه شیعیان است . باید به بال رفت و درآورد گیوه را در بارگاه قرب تو ، پا احتیاج نیست وقتی نداشت مادرتو، سنگ قبر هم دیگر تو را به صحن و سرا ، احتیاج نیست نسل امام حسن علیه السلام : تمام فرزندان ایشان از دنیا رفتند و تنها نسل امام مجتبی علیه السلام از حسن مثنی و زید ابن الحسن باق مانده که به سادات حسنی معروف هستند. این سلسله جلیله در بعضی از مناطق به اشراف معروف و خاندان مبارک طباطبایی ة مدرس و حکیم از این نسل هستند. اجمال و قطره ای بود ازدریای بیکران اززندگانی امام حسن علیه السلام تا موضوع صلح با معاویه که به صورت الکن تقدیم حضور شد. در پایان با عرض پوزش ازتصدیعی که کردم با حدیثی قدسی از زبان این امام همام مطالبم را جمع می کنم . قال الحسن عن ابی الحسن عن جدالحسن عن رب الحسن احسن الحسن خلق الحسن . تو با سکوت کردن خود، جنگ می کنی تیغ تو را به کرب و بلا احتیاج نیست م. نامداری


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :