پنج شنبه - 2017 نوامبر 23 - 5 ربيع الاول 1439 - 2 آذر 1396
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 207145
تاریخ انتشار : 14 اردیبهشت 1396 0:17
تعداد مشاهدات : 65

مدرسه علمیه حضرت ولی عصر(عج)

نوشته های استاد سلیمانی ، معاون پژوهش

بهتر نیست انسان تکلیف خود را با خود مشخص کند که از زندگی خود چه می خواهد، چه می طلبد، چه می جوید، چه چیزی را دوست دارد، واقعا چه کمال و برتری را برای خود می پسندد!!! ...


سلام دوستان

اما مطلب تا به آنجا رسیده بود که مسیر رسیدن به هدف را باید تشخیص می دادیم، و اکنون موانع مسیر یابی برایتان بیان می شود:

۱ـ مقایسه کردن

۲ـ احساس حقارت و خود کم بینی

۳ـ توقع از دیگران

۴ـ بد فهمی از دین، دعا و اجابت دعا

۱ـ مقایسه کردن:

    وقتی برای خود هدفی را مشخص کردیم،باید برای رسیدن به آن هدف مسیری را تعریف نمود و برای حرکت در آن مسیر باید مراقب موانع حرکت بود. یکی از آن موانع مقایسه کردن است، برای مقایسه کردن ابتدا باید کسی یا چیزی را از خود بالاتر دید، آن برتری را پسندید و علاقه در بدست آوردن آن برتری را در خود ایجاد کرد؛ خیلی مهم است که انسان بداند در مراتب مختلف زندگیش چه کمالات و برتری هایی را برای مدت عمر خود در نظر گرفته است!!!

مشکل عمده در جایی بوجود می آید که در خیالات خود یک نوع کمال انسانی در نظر گرفته شود، اما در مقام عمل خود را با هر شخصی، با هر اندیشه و عملی مقایسه کند؛ ناراحت می شود چرا چیزی را که او دارد من ندارم!!!

جای تعجب است ، زیرا خواسته های هر کدام با هم فرق می کند، مسیر و هدفی که تعیین کرده اند با هم فرق می کند، اما باز هم می خواهد همان چیزی که او دارد این هم داشته باشد!!!!

عجیب تر آنکه برای رسیدن به چیزی که دیگران دارند و او هم خوشش آمده(اما اگر بپرسی حاضری با هر قیمتی به این خواسته ات برسی؟ حتی اگر قرار باشد خطا کنی یا آخرتت را از دست بدهی یا ارتباطت با خدا قطع شود، به هیچ عنوان حاضر نمی شود و مصرانه می خواهد که خطا نکند و یا ارتباطش با خدا قطع نشود اما چیزی مثل دارائی این شخص را هم داشته باشد!!!)

پای خدا و ائمه علیهم السلام را هم وسط می کشد، نذر می کند، دعاهای مختلف را تجربه می کند و وقتی به مقصود نرسید با کمال ناباوری خدایی که همه ی شادیش و همه ی خالص ارتباطش با او بوده، متهم ردیف اول زندگیش می شود، با خدا قهر می کند، برای ابراز ناراحتی خود نماز را ترک می کند!!!! و وقتی هیچ چیز فایده نکرد دچار افسردگی می گردد و دست از زندگی کردن و انجام وظایفی که دارد می شوید!!! واقعا به این انسان باید گفت:

ای صد دله ی یک دله                           دل یک دله کن

بهتر نیست انسان تکلیف خود را با خود مشخص کند که از زندگی خود چه می خواهد، چه می طلبد، چه می جوید، چه چیزی را دوست دارد، واقعا چه کمال و برتری را برای خود می پسندد!!!

اگر برای خود شخص معلوم شود جزء چه گروه و دسته می رود دیگر دچار این دوگانگی نمی شود، دیگر از هر چیزی خوشش نمی آید، خود را با هر کسی مقایسه نمی کند، هر تحقیری او را دچار تشویش نمی گرداند؛ پس اول باید برای رفع موانع با خود خلوت کند تا معلوم شود خدا و قوانینش، آخرت و کمال انسانی که قرآن مشخص کرده در زندگیش جایی دارد یا نه، و اگر نه، چه چیزی را غیر خدا برای خود برگزیده، پول، مقام، حد اقل و تنیلی، باری به هر جهت بودن، از زحمات دیگران استفاده کردن و خلاصه چه نوع زندگی را برای خود ترسیم کرده است!!!

هر انتخابی تبعاتی برای خود دارد و مسیری برای خود می طلبد نمی شود خدا را بخواهد اما مثل کسی زندگی کند که مقام یا پول می خواهد!!! نمی شود خدا را بخواهد اما خود را با افرادی که دنیا، ثروت و… می خواهند مقایسه کند!!!

واقعآ یک بام و دو هوا گول زدن خود است و در مسیری دایره وار دور خود چرخیدن!!!! نرسیدن به مقصد می آورد و سرکوب شدن احساسات، سر در گمی می آورد و مقایسه های کشنده!

آیا بهتر نیست قدری صبر کرد و لختی تأمل ورزید، آیا بهتر نیست شکیبایی به خرج داد و با خود خلوت کرد تا با حوصله خواسته ی خود را مشخص کرد و مسیر را تعیین نمود و برای رسیدن به هدف خود خواسته، دست از حرکت در مسیر معین بر نداشت!

    دوستان جانی لختی صبر چاره ی کار است!

با خود غریبه نباشیم و خود را آزار ندهیم بکوشیم و بجوشیم و شاداب، آینده ی بالنده و زیبای خود را خود رقم بزنیم، همانطور که تفکر ساعه افضل من عباده سبعین سنه( یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است)

(حضرت محمد صلی الله علیه و اله و سلم:مستدرک الوسایل، ج ۲، ص ۱۰۵).

    پس یکی از موانع مسیر مقایسه کردنی است که با هدف انسان هماهنگی نداشته باشد و انسان را دچار دوگانگی کند و چاره ی کار فکر کردن و مشخص کردن هدف است.



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :