يکشنبه - 2018 اکتبر 21 - 11 صفر 1440 - 29 مهر 1397
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 213880
تاریخ انتشار : 28 تیر 1396 13:20
تعداد بازدید : 273

مدرسه علمیه الغدیر تهران (خواهران)

سه معنای امامت در مبانی نظری شیعه

بر اساس نظریه امامت و رهبری از منظر شیعه در کتاب استاد شهید مرتضی مطهری

معنای اول امامت؛ رهبری اجتماع است؛ یعنی پیغمبر که از دنیا می رود، یکی از شئون او که بلاتکلیف می ماند رهبری اجتماع است. اصل این مساله را هم شیعه قبول دارد هم اهل سنت. اما مسئله اینجا شکل می گیرد که شیعه می گوید پیغمبر صلوات الله علیه و آله رهبر وزعیم بعد از خودش را تعیین کرد و اهل تسنن با اختلاف منطقی که دارند، این مطلب را به شکلی که شیعه قبول دارد، قبول ندارند و آن را وظیفه مسلمین میدانند که رهبر بعد از پیغمبر را انتخاب کنند.

اگر مساله امامت در همین حد می بود شیعه هم آن را یک مساله فرعی می دانست و نه جزء اصول دین. اما شیعه که قائل به امامت است به این حد اکتفا نمی کند بلکه به دو مساله دیگر نیز توجه دارد که اهل تسنن به این دو در مورد کسی قائل نیستند.

معنای دوم امامت؛ مرجعیت دینی است. پیغمبر صلوات الله علیه، مبلغ وحی بود. مردم وقتی می خواستند از متن اسلام بپرسند، از پیغمبر می پرسیدند و حتی آنچه در قران نبود را از ایشان سوال می کردند. آنچه پیامبر صلوات الله علیه برای عموم مردم می گفت، قطعا زمان اجازه نمی داد که تمام دستورات اسلام باشد. علی علیه السلام وصی پیامبر صلوات الله علیه بود که ایشان تمامی اسلام را (آنچه که هست و باید گفته شود) به علی علیه السلام گفت زیرا که او را یک عالم فوق العاده تعلیم یافته در بین اصحاب خود دید.

در واقع در اینجا امامت، نوعی کارشناسی اسلام می شود اما یک کارشناسی خیلی بالاتر از حد یک مجتهد، کارشناسانی که از روی عقل و فکر خودشان اسلام را نشناخته اند تا جایز الخطا باشند بلکه از طریقی خاص از پیغمبر صلوات الله علیه و آله گرفته اند و در تمام ادوار ائمه، علم اسلام از هر امام به امامان بعدی رسیده است.

امامت در اوج مفهوم خود، به معنای ولایت است. مسئله ولایت در نزد شیعه یعنی حجت زمان؛ بدین معنا که هیچ زمانی خالی از حجت نیست؛ «لولا الحجة لساخت الارض باهلها..» یعنی هیچ وقت نبوده و نخواهد بود که زمین از یک انسان کامل خالی باشد. ما در تمامی دعاها اعتراف میکنیم و معتقدیم که امام دارای چنین روح کلی است. «اشهد انک تشهد مقامی و تسمع کلامی و ترد سلامی».

بنابراین مسئله امامت سه درجه پیدا می کند و اگر اینها را از یک دیگر تفکیک نکنیم در استدلالهایی که در این مورد هست دچار اشکال می شویم.

 

پی نوشت:

کتاب امامت و رهبری – استاد شهید مرتضی مطهری


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :