دوشنبه - 2017 دسامبر 11 - 23 ربيع الاول 1439 - 20 آذر 1396
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 95254
تاریخ انتشار : 25 بهمن 1394 11:24
تعداد مشاهدات : 359

بدان مرگ هم گوش تو را می‌بندد و هم زبان تو را و تنها باید نظارگر گریستن اهل خانه باشی و نتوانی یاریشان كنی و همه از تو دور می‌شوند

آماده باش سفر آخرت نزدیک است(2)

ناگهان گرفتار شدند و مرگ آنها را از پاى در آورد در جائى كه نه فسخ پیمان ممكن است و نه راه بازگشتى دارد.

سکرات مرگ




مرگ ابتدای سفر آخرت

این منزل پیچ و خمهاى دشوار دارد، اینك ما به دو نمونه از آن اشاره مى كنیم : مرحله اول مرگ، شدت جان كندن و سکرات مرگ است "جزء 26 سوره ق آیه 19«وَجَاءتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِیدُ» یعنی : و سكرات مرگ‏ بی خودی های لحظات آخرین حیات، به راستى در رسید؛ این همان است كه از آن مى‏گریختى‏؛  این مرحله اى است بسیار دشوار كه شدائد و سختیها از هر طرف به محتضر رو مى كند؛ از طرفى شدت مرض ‍ و درد و بسته شدن زبان و رفتن قوا از اندام، از طرف دیگر گریستن اهل و عیال و وداع آنها با او و غم یتیمى و بى كس شدن بچه هاى خود، از طرف دیگر غم جدا شدن از مال و منزل و املاك و اندوخته ها و چیزهاى نفیس ‍ خود كه عمر عزیز خود را صرف به دست آوردن آنها كرده و چه بسا كه بسیارى از آنها مال مردم بود كه با ظلم و غصب، آنها را مالك شده و چقدر حقوق بر اموال او تعلق گرفته و نداده، حال ملتفت خرابیهاى كار خود شده كه كار گذشته و راه اصلاح آنها بسته شده.

 امیرالمومنین )علیه السلام) در توصیف سکرة الموت فرموده: طالب دنیا از هیچ پند دهنده ای پند نمی گیرد در حالى كه مى‏بیند عده‏اى ناگهان گرفتار شدند و مرگ آنها را از پاى در آورد در جائى كه نه فسخ پیمان ممكن است و نه راه بازگشتى دارد، چگونه بلاهائیكه نمى‏دانستند و انتظار آن را هم نداشتند بر سر آنها فرود آمد و دنیائى را كه جاودانى مى‏پنداشتند بزودى از آن جدا شد و به آنچه در آخرت به آنها وعده داده بودند رسیدند.

بدان مرگ هم گوش تو را می بندد و هم زبان تو را و تنها باید نظارگر گریستن اهل خانه باشی و نتوانی یاریشان كنی و همه از تو دور می شوند

مولای متقیان در ادامه می فرمایند : مرگ كوبنده‏ ترین تهدیدها است و بلاهائى كه بر آنها فرود آمده قابل توصیف نیست: سكرات مرگ، و حسرت از دست دادن آنچه داشتند بر آنها هجوم آورد، در سكرات مرگ اعضاء بدنشان سست گردید، و در برابر آن رنگ خود را باختند، سپس كم كم مرگ در آنها نفوذ كرد، بین آنها و بین زبانشان جدائى افكند و او همچنان در میان خانواده خود با چشم نگاه میكند، و با گوشش مى‏شنود، در حالى كه عقلش سالم است، فكرش باقى است، مى‏اندیشد كه عمرش را در چه راه فانى كرده، و روزگارش را در چه راهى سپرى نموده است، به یاد ثروتهائى كه جمع كرده مى‏افتد، همان ثروتى كه در جمع آورى آن چشمها را بهم گذارده و از حلال و حرام و مشكوك را انباشته و گناه جمع آورى آنها همراه او است، هنگام جدائى از آنها فرا رسیده، براى وارث بجاى مى‏ماند، از آن متنعم میشوند، و از آن بهره مى‏گیرند، راحتى آن براى دیگرى و سنگینى گناهش بر دوش او است، و او در گرو این اموال است، پس او دست خود را از پشیمانى مى‏گزد و این بخاطر چیزهائى است كه به هنگام مرگ برایش روشن مى‏گردد، او در این حال نسبت به آنچه در زندگى به آن علاقه داشت بى‏اعتنا است. آرزو میكند كه: اى كاش آن كس كه در گذشته بر ثروت او غبطه مى‏خورد و بر آن حسد مى‏ورزید، او این اموال را جمع كرده بود مرگ همچنان بر اعضاء بدنش چیره مى‏شود تا آنجا كه گوشش همچون زبانش از كار مى‏افتد، بطورى كه در میان خانواده‏اش نمى‏تواند با زبانش سخن گوید، و با گوشش بشنود، پیوسته به صورت آنان مى‏نگرد، و حركات زبانشان را مى‏بیند اما صداى كلام آنان را نمى‏شنود، سپس چنگال مرگ تمام وجودش را فرا مى‏گیرد، چشم او نیز همچون گوشش از كار خواهد افتاد و روح از بدنش خارج مى‏شود، و همچون مردارى بین خانواده‏اش مى‏افتد، آن چنانكه از نشستن نزدش وحشت مى‏كنند و از او دور مى‏شوند، نه سوگواران را یارى مى‏كند و نه به آن كس كه او را صدا مى‏زند پاسخ مى‏گوید سپس او را به سوى منزلگاهش در درون زمین حمل مى‏كنند، و به دست عملش مى‏سپارند، و از دیدارش براى همیشه چشم مى‏پوشند .

محدث قمی می افزاید : از طرفى ترس ورود به جائى كه غیر از این دنیا است و چشمش چیزهایى را مى بیند كه پیش از این نمى دید، آیه شریفه می فرماید: جزء 26 سوره ق آیه 22 «لَقَدْ كُنتَ فِی غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءكَ فَبَصَرُكَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ» یعنی (به او مى‏گویند:) (واقعاً كه از این حال سخت در غفلت بودى‏. ولى‏ ما پرده‏ را از جلوى چشمانت‏ برداشتیم و دیده‏ات امروز تیز است‏.

حضرت رسول و اهل بیت او و ملائكه رحمت و ملائكه غضب را حاضر مى بیند تا درباره او چه حكم شود و چه سفارشى نمایند، و از طرف دیگر، شیطان و یارانش براى آنكه او را به شك اندازند جمع شده اند و مى خواهند كارى كنند كه بى ایمان از دنیا برود، و از طرفى وحشت از آمدن ملك الموت دارد كه آیا به چه هیئت خواهد بود، و به چه نحو جان او را خواهد گرفت و از این دست مطالب راستین، و همانگونه که گفتیم مولای متقیان فرمودند "فاجتمعت علیه سكرات الموت فغیر موصوف ما نزل به" یعنی شدت جان کندن بر او فرود آمده و آن حال قابل توصیف نیست  .

شیخ كلینى از حضرت صادق (علیه السلام) روایت كرده كه حضرت امیرالمؤ منین (علیه السلام) را درد چشمى عارض شد حضرت رسول صلى الله علیه و آله به عیادت آن حضرت تشریف برد او را دید كه صیحه و فریاد مى كشد، فرمود كه آیا این صیحه جزع و بیتابى است یا از شدت درد است ؟ امیرالمؤمنین (علیه السلام) عرضكرد یا رسول الله من هنوز دردى نكشیده ام كه سخت تر از این درد باشد. فرمود یا على چون ملك الموت براى گرفتن روح كافر نازل شود سیخى از آتش را با خود بیاورد و با آن سیخ روح او را بیرون كشد پس صیحه كشد! حضرت امیرالمؤ منین(علیه السلام) چون این را شنید برخاست و نشست و گفت : یا رسول الله دوباره حدیث را بر من بخوان سپس گفت آیا از امت شما كسى به این نحو قبض روح مى شود؟ فرمود بلى حاكمى كه جور كند و كسى كه مال یتیم را به ظلم و ستم بخورد و كسى كه شهادت دروغ دهد.

برگرفته از کتاب منازل الاخرة

و در ادامه چیزهائى كه سبب آسانى سكرات موت است...

حجت الاسلام و المسلمین سید محمدرضا آقامیری


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :